هوش هیجانی شات
تست هوش هیجانی شات

تست هوش هیجانی شات

۱۴۰۴/۰۷/۱۴
تاریخ انجام تست
مرد
جنسیت
۴۴ سال
سن

شما آزمون هوش هیجانی شات را با موفقیت تکمیل کردید. این آزمون با ۳۳ سؤال می‌سنجد که هیجان‌های خود و دیگران را تا چه اندازه می‌شناسید، چقدر از آن‌ها بهره می‌گیرید و چگونه آن‌ها را مدیریت می‌کنید. نمره بالاتر نشان‌دهنده هوش هیجانی بیشتر است.

نمره کل هوش هیجانی شما

نمره کل مهم‌ترین شاخص این آزمون است و تصویری کلی از توانایی شما در شناختن، به‌کار بردن و مدیریت هیجان‌ها به دست می‌دهد. این نمره از ۰ تا ۱۰۰ بیان می‌شود و نمره بالاتر یعنی این توانایی‌ها را بیشتر در خود می‌بینید.

۶۵٫۲
هوش هیجانی کم
هوش هیجانی زیاد

در زندگی روزمره، معمولاً احساس‌های خود و دیگران را می‌شناسید و در برخورد با دشواری‌ها از این شناخت کمک می‌گیرید. نمره شما ۶۵٫۲ درصد است و در سطح «هوش هیجانی زیاد»، نزدیک به سطح «متوسط» قرار دارد. این نتیجه بازتاب ارزیابی شما از توانایی‌های هیجانی خودتان است؛ توانایی‌هایی که در بسیاری از موقعیت‌ها به آن‌ها تکیه دارید، اما همیشه به یک اندازه در دسترستان نیستند.

برای مثال، وقتی گفت‌وگویی با یکی از نزدیکان به دلخوری می‌کشد، اغلب متوجه تغییر احساس خود می‌شوید و علت ناراحتی‌تان را می‌فهمید. در همان حال، به احساس طرف مقابل هم توجه دارید و معمولاً می‌توانید ناراحتی خود را بیان کنید. با این حال، اگر موضوع برایتان حساس باشد یا از قبل خسته باشید، شناخت احساس لزوماً با آرام شدن همراه نیست؛ گاهی می‌دانید چرا دلخور شده‌اید، ولی بیان آن بدون تندی برایتان دشوار می‌شود.

وقتی کار درسی یا مسئولیتی طبق برنامه پیش نمی‌رود، معمولاً امیدتان را یک‌باره از دست نمی‌دهید. یادآوری تجربه‌های موفق می‌تواند دلگرمتان کند و وقتی حال بهتری دارید، فکر کردن به راه‌حل‌های تازه برایتان آسان‌تر می‌شود. این امید و توانایی استفاده از احساس‌های خوب می‌تواند به شما کمک کند تا به تلاش خود ادامه دهید. البته وقتی موانع پی‌درپی پیش می‌آیند یا فشار ادامه پیدا می‌کند، ممکن است حفظ انگیزه و پیدا کردن نگاهی تازه به مسئله برایتان نسبت به شروع کار دشوارتر شود.

وقتی دوستی از ناراحتی‌اش حرف می‌زند، معمولاً می‌توانید احساس او را درک کنید و حرفی برای دلگرم کردن او پیدا کنید. گاهی همین گفت‌وگو حال شما را هم بهتر می‌کند و فکرهای تازه‌ای برای روبه‌رو شدن با مسئله به ذهنتان می‌رسد. اما وقتی خودتان هم درگیر نگرانی هستید، ممکن است با وجود درک ناراحتی او، پیدا کردن پاسخی که به بهتر شدن حالش کمک کند برایتان آسان نباشد.

بسیار زیاد
زیاد
متوسط
کم
بسیار کم

نمره کل هوش هیجانی در ۵ سطح طبقه‌بندی می‌شود. نمره بالاتر یعنی توانایی‌های هیجانی بیشتری را در خود گزارش کرده‌اید. نمره شما در سطح «هوش هیجانی زیاد» قرار دارد و تازه از مرز سطح «متوسط» گذشته است.

خلاصه وضعیت شما

در این بخش خلاصه‌ای از وضعیت هوش هیجانی شما آمده است: تیپ هیجانی شما، نمره هر یک از چهار مؤلفه آزمون و قوی‌ترین و ضعیف‌ترین مؤلفه شما.

تیپ هیجانی شما
عمل‌گرای متعادل
Balanced Pragmatist (PRC)
تکیه بر منطق و عملمهار نسبی هیجانهمراهی در رابطهیک محور برجسته
عمل‌گرای متعادل
ادراک هیجان
۵۰ از ۱۰۰، متوسط
مدیریت هیجان‌های خود
۶۹٫۴ از ۱۰۰، زیاد
مدیریت هیجان‌های دیگران
۷۱٫۹ از ۱۰۰، زیاد
بهره‌گیری از هیجان
۷۵ از ۱۰۰، زیاد
قوی‌ترین مؤلفه
بهره‌گیری از هیجان: ۷۵
ضعیف‌ترین مؤلفه
ادراک هیجان: ۵۰
موقعیت شما در جامعه

نمودار زیر نمره شما را با نمره نزدیک به ۲۹۴ هزار نفری مقایسه می‌کند که این آزمون را تکمیل کرده‌اند. این مقایسه از داده‌های همین آزمون به دست آمده و جایگاه شما را در میان کسانی نشان می‌دهد که به همین پرسش‌ها پاسخ داده‌اند. برای همین، رتبه درصدی شما تصویری اختصاصی و دقیق از جایگاهتان می‌دهد که از سطح نمره به‌تنهایی به دست نمی‌آید.

۶۵٫۲
نمره شما (از ۱۰۰)
۷۲٫۳
میانگین جامعه
٪۲۵
رتبه درصدی
شناسنامه نمودار
این نمودار از تحلیل پاسخ‌های ۲۹۳٬۹۶۱ نفر از کاربران این آزمون به همین آزمون ساخته شده است.
۲۹۳٬۹۶۱
حجم نمونه (نفر)
۷۲٫۳ ± ۱۱٫۴
میانگین و انحراف معیار
۶۵٫۲ تا ۷۹٫۵
نمره نیمی از افراد
−۰٫۳۸
چولگی
۰٫۸۹
پایایی (آلفای کرونباخ)
٪۶۵ زن، ٪۳۵ مرد
ترکیب جنسیتی
۱۲ تا ۸۰ سال
بازه سنی
٪۴۲
نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ سال

از ۳۱۷٬۰۷۳ پاسخ ثبت‌شده، ۲۳٬۱۱۲ پاسخ کنار گذاشته شد: پاسخ‌های نامعتبر یا ناقص، پاسخ‌هایی که همه گزینه‌هایشان یکسان بود و پاسخ افرادی که سنشان خارج از ۱۲ تا ۸۰ سال بود. قله نمودار حدود ۷۴ است و دنباله آن به سمت نمره‌های پایین کشیده شده است (چولگی منفی). تفاوت نمره زنان و مردان ناچیز است و نمره با بالا رفتن سن فقط کمی بیشتر می‌شود؛ برای همین نمره شما با کل جامعه مقایسه شده است.

افراد با هوش هیجانی بالاتر

۷۵ درصد از کاربران این آزمون، نمره هوش هیجانی بالاتری از شما دارند.

٪۷۵
افراد با هوش هیجانی پایین‌تر

۲۵ درصد از کاربران این آزمون، نمره هوش هیجانی پایین‌تری از شما دارند.

٪۲۵
فاصله با میانگین جامعه

رتبه درصدی شما ۲۵ درصد با میانگین کاربران این آزمون فاصله دارد.

٪۲۵

مؤلفه‌های هوش هیجانی

در این بخش نتیجه شما در چهار مؤلفه هوش هیجانی بررسی می‌شود: ادراک هیجان، مدیریت هیجان‌های خود، مدیریت هیجان‌های دیگران و بهره‌گیری از هیجان. ابتدا نمای کلی و مقایسه‌ای چهار مؤلفه می‌آید و سپس هر مؤلفه جداگانه و با جزئیات بررسی می‌شود.

نمودار رتبه درصدی مؤلفه‌ها

مؤلفه

۵۱۰۱۵۲۰۲۵۳۰۳۵۴۰۴۵۵۰۵۵۶۰۶۵۷۰۷۵۸۰۸۵۹۰۹۵
ادراک هیجان (PE)
٪۸
مدیریت هیجان‌های خود (MS)
٪۴۲
مدیریت هیجان‌های دیگران (MO)
٪۴۵
بهره‌گیری از هیجان (UE)
٪۵۶
جدول خلاصه مؤلفه‌ها
مؤلفه
نمره
رتبه درصدی
سطح
ادراک هیجان (PE)
۵۰
٪۸
متوسط
مدیریت هیجان‌های خود (MS)
۶۹٫۴
٪۴۲
زیاد
مدیریت هیجان‌های دیگران (MO)
۷۱٫۹
٪۴۵
زیاد
بهره‌گیری از هیجان (UE)
۷۵
٪۵۶
زیاد
ادراک هیجان (PE)

این مؤلفه توانایی شما را در شناختن هیجان‌ها می‌سنجد؛ هم هیجان‌های خودتان و هم هیجان‌های دیگران، از روی چهره، لحن صدا و نشانه‌های غیرکلامی. ادراک درست هیجان پایه همه توانایی‌های هیجانی دیگر است.

نمره
۵۰
از ۱۰۰؛ نمره خام ۲۰ از ۴۰
رتبه درصدی
۸
بالاتر از ۸٪ کاربران این آزمون
سطح
متوسط
سطح ۳ از ۵
بازه اطمینان ۹۵٪
۳۸ تا ۶۲
نمره واقعی شما به احتمال ۹۵٪ در این بازه است
فاصله از میانگین
−۲۲٫۷
پایین‌تر از میانگین کاربران این آزمون (۷۲٫۷)
تعداد سؤال‌ها
۱۰ سؤال
از ۳۳ سؤال آزمون
موقعیت ادراک هیجان میان کاربران این آزمون
تفسیر نتایج ادراک هیجان

نمره شما در «ادراک هیجان» ۵۰ درصد است و در سطح «متوسط» قرار دارد. احساس‌هایی مانند شادی، خشم یا نگرانی، وقتی واضح و پررنگ‌اند، معمولاً برایتان قابل تشخیص‌اند. دشواری بیشتر وقتی پیش می‌آید که چند احساس هم‌زمان دارید؛ مثلاً پیش از یک دیدار مهم، متوجه بی‌قراری خود هستید، اما تشخیص اینکه بیشتر مشتاقید یا نگرانید، دشوارتر است.

برای فهمیدن حال اطرافیان، به حالت چهره و آهنگ صدایشان توجه دارید، اما برداشتتان از این نشانه‌ها دقت یکسانی ندارد. تشخیص خوشحالی آشکار یک دوست برایتان راحت‌تر از فهمیدن معنای کم‌حرف شدن اوست. در موقعیت دوم، گاهی ناراحتی او را درست تشخیص می‌دهید و گاهی سکوت ناشی از خستگی او را به دلخوری تعبیر می‌کنید؛ به‌ویژه وقتی توضیحی درباره حالش نداده باشد.

گاهی علت احساس خودتان را هم با تأخیر می‌فهمید. ممکن است بعد از پایان یک گفت‌وگو بفهمید که کلافگی‌تان ناشی از احساس نادیده گرفته شدن بوده است. همچنین گاهی همان لحظه و گاهی پس از واکنش طرف مقابل متوجه می‌شوید که لحن و چهره‌تان چه احساسی را منتقل می‌کند؛ مثلاً تعجب او تازه توجهتان را به تندی صدایتان جلب می‌کند.

مدیریت هیجان‌های خود (MS)

این مؤلفه توانایی شما را در تنظیم هیجان‌های خودتان می‌سنجد؛ اینکه در برابر مانع‌ها امیدتان را حفظ کنید، حال خوب را نگه دارید و هیجان‌هایتان را مهار کنید. این توانایی به پایداری و ادامه دادن در سختی‌ها کمک می‌کند.

نمره
۶۹٫۴
از ۱۰۰؛ نمره خام ۲۵ از ۳۶
رتبه درصدی
۴۲
بالاتر از ۴۲٪ کاربران این آزمون
سطح
زیاد
سطح ۴ از ۵
بازه اطمینان ۹۵٪
۵۵ تا ۸۴
نمره واقعی شما به احتمال ۹۵٪ در این بازه است
فاصله از میانگین
−۱٫۸
پایین‌تر از میانگین کاربران این آزمون (۷۱٫۲)
تعداد سؤال‌ها
۹ سؤال
از ۳۳ سؤال آزمون
موقعیت مدیریت هیجان‌های خود میان کاربران این آزمون
تفسیر نتایج مدیریت هیجان‌های خود

نمره شما در «مدیریت هیجان‌های خود» ۶۹٫۴ درصد است و در سطح «زیاد» قرار دارد. در مواجهه با فشار و مانع، معمولاً ابزارهایی در اختیار دارید که به شما کمک می‌کنند تعادل هیجانی خود را حفظ کنید. زمانی که با دشواری روبه‌رو می‌شوید، می‌توانید موفقیت‌های قبلی خود در شرایط مشابه را به یاد بیاورید و از آن‌ها برای ادامه دادن کمک بگیرید. برای مثال، نتیجه ناامیدکننده یک امتحان یا پروژه به‌تنهایی باعث نمی‌شود زود نتیجه بگیرید که تلاشتان بی‌فایده است.

شما احتمالاً می‌دانید چگونه حالت‌های مثبت خود را حفظ یا تقویت کنید. آگاهانه به سراغ فعالیت‌هایی می‌روید که حال بهتری در شما ایجاد می‌کنند و وقتی احساس مثبتی دارید، می‌توانید شرایطی فراهم کنید که این احساس مدت بیشتری باقی بماند. این توانایی به شما اجازه می‌دهد حالت هیجانی خود را تا حدی فعالانه هدایت کنید و فقط منتظر تغییر خودبه‌خودی آن نمانید.

در مسیر انجام کارها نیز معمولاً می‌توانید از تصویر یک نتیجه مطلوب یا تجربه‌های مثبت قبلی برای حفظ انگیزه خود استفاده کنید. وقتی با مشکل روبه‌رو می‌شوید، هیجان منفی کمتر باعث می‌شود فوراً کار را کنار بگذارید و تلاش برای رسیدن به نتیجه را ادامه می‌دهید. این سطح به معنی آرام ماندن در همه شرایط نیست، اما نشان می‌دهد اغلب می‌توانید هیجان‌های خود را به شکلی مدیریت کنید که مسیر عملتان متوقف نشود.

مدیریت هیجان‌های دیگران (MO)

این مؤلفه توانایی شما را در اثر گذاشتن بر هیجان‌های دیگران می‌سنجد؛ از دلگرمی دادن و تحسین کردن تا کمک به حال بهتر دیگران و ساختن رابطه‌ای که دیگران در آن احساس اعتماد کنند.

نمره
۷۱٫۹
از ۱۰۰؛ نمره خام ۲۳ از ۳۲
رتبه درصدی
۴۵
بالاتر از ۴۵٪ کاربران این آزمون
سطح
زیاد
سطح ۴ از ۵
بازه اطمینان ۹۵٪
۵۶ تا ۸۷
نمره واقعی شما به احتمال ۹۵٪ در این بازه است
فاصله از میانگین
−۰٫۸
پایین‌تر از میانگین کاربران این آزمون (۷۲٫۷)
تعداد سؤال‌ها
۸ سؤال
از ۳۳ سؤال آزمون
موقعیت مدیریت هیجان‌های دیگران میان کاربران این آزمون
تفسیر نتایج مدیریت هیجان‌های دیگران

نمره شما در «مدیریت هیجان‌های دیگران» ۷۱٫۹ درصد است و در سطح «زیاد» قرار دارد. در روابط، معمولاً احساسات خود را به شکلی با دیگران در میان می‌گذارید که برایشان قابل پذیرش باشد، و دیگران نیز در بسیاری از موقعیت‌ها احساس می‌کنند می‌توانند مسائل شخصی یا محرمانه خود را با شما مطرح کنند. همین اعتماد، رابطه‌هایتان را دوطرفه و نزدیک نگه می‌دارد.

در تعامل‌های اجتماعی معمولاً فقط دریافت‌کننده رفتار دیگران نیستید و فعالانه برای ایجاد تجربه‌ای بهتر در رابطه اقدام می‌کنید. شرایطی فراهم می‌کنید که دیگران بیشتر لذت ببرند، موفقیت آن‌ها را تحسین می‌کنید و به اثری که رفتارتان بر افراد می‌گذارد توجه دارید. زمانی که فردی سرخورده یا ناراحت است نیز، مثلاً دوستی که در کاری نتیجه نگرفته، تلاش می‌کنید با همراهی و دلگرمی کاری کنید که حال او بهتر شود.

این توانایی به شما کمک می‌کند حضور هیجانی مؤثری در روابط داشته باشید؛ اطرافیان معمولاً بعد از گفت‌وگو با شما حال بهتری دارند و در لحظه‌های دشوار به شما رجوع می‌کنند. این نتیجه بیش از آنکه درباره تشخیص احساس دیگران باشد، نشان می‌دهد معمولاً می‌توانید در پاسخ به احساسات آن‌ها رفتار اجتماعی سازنده‌ای نشان دهید.

بهره‌گیری از هیجان (UE)

این مؤلفه می‌سنجد که چقدر از هیجان‌هایتان برای فکر کردن و عمل کردن کمک می‌گیرید؛ مثلاً از حال خوب برای ایده‌پردازی و حل مسئله، یا از تغییر حال برای دیدن راه‌های تازه.

نمره
۷۵
از ۱۰۰؛ نمره خام ۱۸ از ۲۴
رتبه درصدی
۵۶
بالاتر از ۵۶٪ کاربران این آزمون
سطح
زیاد
سطح ۴ از ۵
بازه اطمینان ۹۵٪
۵۸ تا ۹۲
نمره واقعی شما به احتمال ۹۵٪ در این بازه است
فاصله از میانگین
+۲٫۴
بالاتر از میانگین کاربران این آزمون (۷۲٫۶)
تعداد سؤال‌ها
۶ سؤال
از ۳۳ سؤال آزمون
موقعیت بهره‌گیری از هیجان میان کاربران این آزمون
تفسیر نتایج بهره‌گیری از هیجان

نمره شما در «بهره‌گیری از هیجان» ۷۵ درصد است و در سطح «زیاد» قرار دارد. وقتی سرحال و خوش‌حال هستید، معمولاً روان‌تر فکر می‌کنید و برای پیدا کردن ایده‌ها و راه‌حل‌های تازه آمادگی بیشتری دارید. مثلاً هنگام آماده کردن یک ارائه برای کلاس یا کار، اشتیاق می‌تواند به شما کمک کند شیوه‌ای جذاب‌تر برای بیان مطالب پیدا کنید و به چند روش متفاوت برای توضیح یک موضوع برسید.

با تغییر احساستان نیز اغلب راه‌های تازه‌ای به ذهنتان می‌رسد. وقتی هیجان اولیه یک برنامه جای خود را به احساسی آرام‌تر می‌دهد، معمولاً به جنبه‌های دیگری از آن برنامه فکر می‌کنید. برای نمونه، هنگام برنامه‌ریزی یک دورهمی، ممکن است ابتدا با شور و شوق به فعالیت‌های مختلف فکر کنید و با فروکش کردن آن هیجان، ایده تازه‌ای برای کنار هم چیدن برنامه‌ها پیدا کنید. به این ترتیب، تغییر احساستان در شکل‌گیری فکرهای تازه سهم دارد.

احساس‌ها همچنین بخش مهمی از چیزهایی هستند که زندگی را برایتان ارزشمند می‌کنند. لذت، شوق و رضایت در معنا بخشیدن به تجربه‌هایتان نقش دارند. مثلاً یک عصر ساده در کنار دوستان، با شادی و صمیمیتی که در آن تجربه می‌کنید، می‌تواند برایتان به بخشی ارزشمند از روز تبدیل شود.

تیپ‌شناسی هیجانی

بر اساس نتیجه شما در سه محور هوش هیجانی، یعنی ادراک هیجان، هیجان در خود و هیجان در رابطه، شما در یکی از ۲۷ تیپ هیجانی جای می‌گیرید. این تیپ نشان می‌دهد توانایی‌های هیجانی شما چه شکلی کنار هم قرار گرفته‌اند و کجا قوت و کجا جای رشد دارید.

تیپ هیجانی
عمل‌گرای متعادل
Balanced Pragmatist
کد تیپ
PRC
٪۵٫۴ کاربران این آزمون این تیپ را دارند
وجه غالب
هیجان در خود و هیجان در رابطه
ادراک: پایین، خود: میانه، رابطه: میانه
موقعیت شما در فضای سه‌بعدی هیجانی
ادراک هیجان
هیجان در خود
هیجان در رابطه
برای چرخش نمودار به چپ و راست بکشید | روی هر نقطه نگه دارید تا نام تیپ نمایش داده شود

سه محور این نمودار، یعنی ادراک هیجان، هیجان در خود (مدیریت هیجان‌های خود و بهره‌گیری از هیجان) و هیجان در رابطه (مدیریت هیجان‌های دیگران)، از مؤلفه‌های آزمون ساخته شده‌اند. هر محور سه سطح دارد که نسبت به کاربران این آزمون تعیین می‌شود و یک‌سوم پایینی، میانی یا بالایی را نشان می‌دهد. پس «بالا» یعنی بالاتر از بیشتر کاربران، نه لزوماً نمره بسیار زیاد، و «پایین» هم به معنای ضعف نیست. تیپ‌ها خلاصه‌ای توصیفی از جایگاه شما هستند، نه دسته‌هایی جدا و قطعی؛ برای همین تیپ‌های مجاور شما هم در پایین همین بخش آمده‌اند.

روایت هیجانی

در این بخش، تیپ هیجانی شما در قالب روایتی کوتاه توصیف شده است. این روایت نشان می‌دهد احساس‌های خود و دیگران را چطور می‌بینید، در روزهای عادی و پرفشار با آن‌ها چه می‌کنید و در کنار دیگران چه شکلی دارید. شش ویژگی کنار روایت، همین تصویر را در چند کلمه خلاصه می‌کنند.

روایت تیپ عمل‌گرای متعادل
PRC عمل‌گرای متعادل — Balanced Pragmatist

وقتی کاری مطابق انتظارتان پیش نمی‌رود، معمولاً می‌توانید خودتان را برای ادامه دادن دلگرم کنید. همراهی با دوستی که ناراحت است نیز برایتان آشناست، به‌ویژه وقتی از احساسش حرف می‌زند. با این حال، ممکن است کلافگی خود را حس کنید و علتش را هنوز ندانید یا دلخوری دوستتان را از لحنش تشخیص ندهید. برای شما، آرام کردن خود و دلگرمی دادن به دیگران آشناتر از شناختن جزئیات احساس‌هاست.

آرامش‌جودر موقعیت‌های آشنا، خودتان را آرام می‌کنید
امیدوارپس از ناکامی، دوباره انگیزه پیدا می‌کنید
همراههنگام دلسردی، به اطرافیان خود دلگرمی می‌دهید
اهل ابرازاحساس خود را با نزدیکان در میان می‌گذارید
قدردانموفقیت‌های دیگران را با تحسین پاسخ می‌دهید
ایده‌پردازهنگام خوشحالی، گاهی راه‌های تازه‌ای پیدا می‌کنید
تحلیل تیپ هیجانی شما

ویژگی‌های اصلی، نقاط قوت، چالش‌های محتمل و مسیر رشد تیپ عمل‌گرای متعادل (PRC) در ادامه بررسی می‌شود.

توصیف تیپ هیجانی
شما در ادراک هیجان در یک‌سوم پایینی کاربران این آزمون قرار دارید و در هیجان در خود و هیجان در رابطه در یک‌سوم میانی هستید. یک‌سوم پایینی به معنای نمره کم یا ضعف نیست، چون بیشتر کاربران این آزمون توانایی‌های هیجانی خود را در این آزمون بالا ارزیابی می‌کنند.
نقاط قوت
وقتی سرحال و خوشحال هستید، معمولاً از این احساس برای پیدا کردن راه‌حل و ادامه دادن کار کمک می‌گیرید. در رابطه نیز موفقیت دیگران را با تحسین پاسخ می‌دهید و هنگام دلسردی می‌توانید به آن‌ها امید بدهید. ترکیب این توانایی‌ها، در موقعیت‌هایی مثل انجام یک کار گروهی، می‌تواند به حفظ انگیزه خودتان و دلگرم کردن همراهانتان کمک کند.
چالش‌های محتمل
گاهی می‌خواهید ناراحتی را برطرف کنید، در حالی که هنوز علت آن برایتان روشن نشده است. مثلاً ممکن است سکوت یک دوست را نشانه خستگی بدانید، در حالی که او دلخور است، و دلگرمی شما با نیازش جور نباشد. در مورد خودتان هم تشخیص تفاوت نگرانی و کلافگی گاهی دیرتر رخ می‌دهد و انتخاب راهی برای آرام شدن را دشوارتر می‌کند.
سبک هیجانی و رفتاری
در گفت‌وگو معمولاً با توضیح روشن طرف مقابل بهتر همراه می‌شوید و کمتر به برداشت از اشاره‌های ظریف تکیه می‌کنید. وقتی کسی از یک شکست حرف می‌زند، واکنش شما می‌تواند یادآوری فرصت‌های بعدی و دلگرمی دادن باشد. در برخورد با ناکامی خودتان نیز بیشتر به پیدا کردن انگیزه برای ادامه دادن می‌پردازید و گاهی نام و علت احساس را دیرتر روشن می‌کنید.
مسیر رشد
جهت اصلی رشد شما، دقیق‌تر شناختن احساس‌ها در کنار توانایی مدیریت و ابراز آن‌هاست. روشن‌تر شدن تفاوت میان نگرانی، دلخوری و کلافگی می‌تواند به شما کمک کند واکنش مناسب‌تری به تجربه خود و دیگران داشته باشید. در این مسیر، دلگرمی دادن با فهم روشن‌تری از نیاز عاطفی طرف مقابل همراه می‌شود. تمرین‌های مرتبط در بخش «مسیر رشد» گزارش آمده است.
تیپ‌های مرتبط

هر تیپ هیجانی در شبکه‌ای از روابط با تیپ‌های دیگر قرار دارد. شناخت این روابط نشان می‌دهد به کدام تیپ‌ها نزدیک‌اید، با کدام‌ها بیشترین تفاوت را دارید و رشد شما به کدام سمت می‌تواند برود.

تیپ‌های همخوان

تیپ‌هایی که ساختار هیجانی مشابهی دارند و به شما نزدیک‌اند. این آگاهی در رابطه‌ها کاربرد دارد؛ شناخت تیپ‌های همخوان کمک می‌کند کسانی را که توانایی‌های هیجانی‌شان به شما شبیه است زودتر بشناسید و درک متقابل عمیق‌تری بسازید.

تیپ‌های همخوان شما

PSPپشتیبان عمل‌گرا

«پشتیبان عمل‌گرا» مانند شما بیشتر به بیان روشن احساس‌ها تکیه می‌کند و با دلگرمی دادن به دیگران آشناست. تفاوتش این است که هنگام دشواری، امید خود را پایدارتر نگه می‌دارد و در بهتر کردن حال اطرافیان فعال‌تر است.

SPTپشتیبان

«پشتیبان» در کمک به خود و دیگران برای عبور از دلسردی با شما اشتراک دارد. او معمولاً احساس‌ها را روشن‌تر تشخیص می‌دهد، در فشار راحت‌تر آرامش خود را حفظ می‌کند و برای همراهی عاطفی با دیگران آمادگی بیشتری دارد.

تیپ‌های متضاد

تیپ‌هایی با ساختار هیجانی کاملاً متفاوت. شناخت آن‌ها کمک می‌کند بفهمید با چه کسانی بیشترین تفاوت را در شیوه حس کردن و واکنش نشان دادن دارید و کدام موقعیت‌ها ممکن است چالش‌برانگیز باشند.

تیپ‌های متضاد شما

RDRهیجان‌خوان

«هیجان‌خوان» در مدیریت احساس خود و همراهی با دیگران به شما شباهت دارد، اما احساس‌ها را دقیق‌تر تشخیص می‌دهد. جایی که شما بیشتر به توضیح روشن نیاز دارید، او از تغییر چهره یا لحن، نشانه‌های بیشتری درباره احساس طرف مقابل دریافت می‌کند.

SOBناظر حساس

«ناظر حساس» احساس‌ها را زودتر از شما تشخیص می‌دهد، اما آرام کردن خود و ابراز همراهی برایش کمتر آشناست. شما با وجود توجه کمتر به جزئیات احساس‌ها، معمولاً راحت‌تر به خودتان دلگرمی می‌دهید یا به فرد ناراحت کمک می‌کنید.

تیپ‌های مکمل

تیپ‌هایی که درست در محوری قوی‌اند که شما در آن جای رشد دارید. این آگاهی در کار تیمی و رابطه‌ها کاربرد دارد؛ همراهی با تیپ‌های مکمل می‌تواند جای خالی یکدیگر را پر کند.

تیپ‌های مکمل شما

PRDهیجان‌خوان پرشور

«هیجان‌خوان پرشور» جزئیاتی از احساس‌ها را می‌بیند که برای شما کمتر روشن‌اند، اما در آرام کردن خود دشواری بیشتری دارد. در همراهی با دیگران به هم شبیه هستید و توان شما در حفظ امید می‌تواند در کنار دقت او، عبور از دلسردی را آسان‌تر کند.

IRDهیجان‌خوان مستقل

«هیجان‌خوان مستقل» احساس‌ها را دقیق‌تر از شما می‌شناسد و در مدیریت حال خود به شما شباهت دارد. دقت او در فهم احساس‌ها و آمادگی بیشتر شما برای ابراز همراهی می‌تواند به روشن‌تر شدن گفت‌وگوی عاطفی میان شما کمک کند.

تیپ‌های مجاور

نزدیک‌ترین تیپ‌ها در فضای سه‌بعدی، با فاصله‌ای تنها یک گام. تیپ‌های مجاور نشان می‌دهند اگر یکی از محورها کمی تغییر کند به کجا می‌رسید؛ و چون مرز سطح‌ها قطعی نیست، ممکن است بخشی از ویژگی‌های آن‌ها را هم در خود ببینید.

تیپ‌های مجاور شما

PCNرابطه‌ساز عمل‌گرا

«رابطه‌ساز عمل‌گرا» در شناخت احساس‌ها و مدیریت حال خود به شما شباهت دارد. تفاوتش در همراهی پررنگ‌تر با دیگران است، به‌طوری که احساسش را راحت‌تر در میان می‌گذارد و برای دلگرم کردن فرد ناراحت بیشتر پیش‌قدم می‌شود.

PRGخودتنظیم‌گر عمل‌گرا

«خودتنظیم‌گر عمل‌گرا» در توجه به نشانه‌های احساس و شیوه همراهی با دیگران به شما نزدیک است. او پس از ناکامی راحت‌تر انگیزه‌اش را بازمی‌یابد و هنگام نگرانی، توان بیشتری برای آرام کردن خود و ادامه دادن کار دارد.

BALمتعادل

«متعادل» در مدیریت حال خود و اثر گذاشتن بر حال دیگران به شما شباهت دارد. تفاوتش این است که احساس خود و دیگران را روشن‌تر تشخیص می‌دهد و معمولاً علت نگرانی خودش یا دلخوری دیگری را زودتر می‌فهمد.

تحلیل‌های نظری

روان‌شناسان از زاویه‌های مختلفی به هوش هیجانی نگاه کرده‌اند: بعضی آن را توانایی می‌دانند و بعضی بخشی از شخصیت، بعضی بر سازوکار هیجان و پیوند آن با ذهن تمرکز دارند و بعضی بر نقش هیجان در رابطه با دیگران. هر نظریه بخشی از تصویر را روشن‌تر می‌کند. در ادامه، وضعیت شما از منظر شش نظریه معتبر بررسی می‌شود.

تذکر
تبیین‌های این بخش بر پایه نتیجه آزمون شما و مطابق با نظریه‌های معتبر روان‌شناختی نوشته شده‌اند و دیدگاه کلی هر نظریه درباره وضعیت شما را نشان می‌دهند. آزمون شات همه مفاهیم این نظریه‌ها را مستقیم نمی‌سنجد؛ این تفسیرها نقطه شروعی برای شناخت بهتر توانایی‌های هیجانی شما هستند، نه ارزیابی نهایی.
دسته ۱مدل‌های هوش هیجانی

این نظریه‌ها توضیح می‌دهند هوش هیجانی چیست و چطور سنجیده می‌شود. یکی آن را مجموعه‌ای از توانایی‌ها می‌داند که مثل هوش معمولی قابل سنجش است و دیگری آن را تصویری که هر کس از توانایی‌های هیجانی خود دارد؛ همان چیزی که آزمون‌های خودگزارشی مثل شات می‌سنجند.

Salovey & Mayer
مدل توانایی هوش هیجانی
Ability Model of Emotional Intelligence
پیتر سالوی و جان مایر (Salovey & Mayer) — ۱۹۹۰
مبنای نظری

این مدل هوش هیجانی را مجموعه‌ای از توانایی‌های به‌هم‌پیوسته می‌داند: شناختن هیجان، به کار گرفتن آن در فکر، فهمیدن هیجان و مدیریت آن. از این نگاه، هیجان نوعی اطلاعات است و هوش هیجانی مثل هر توانایی دیگری با تجربه رشد می‌کند. آزمون شات بر پایه همین مدل ساخته شده است.

ادراک هیجان
بهره‌گیری از هیجان
فهم هیجان
مدیریت هیجان
تحلیل کلی نتیجه شما

از دید مدل توانایی، ممکن است نتیجه شما حاصل این باشد که در بیشتر موقعیت‌های روزمره، توانایی‌هایتان در شناخت احساس، فهم علت آن و انتخاب واکنش به کمک یکدیگر می‌آیند. وقتی ناراحت یا خوشحال می‌شوید، معمولاً میان آنچه احساس می‌کنید و آنچه در موقعیت رخ داده است، ارتباطی پیدا می‌کنید؛ این ارتباط، تصمیم بعدی را روشن‌تر می‌کند. نتیجه شما در سطح «هوش هیجانی زیاد» با چنین هماهنگی‌ای سازگار است، هرچند این هماهنگی در همه موقعیت‌ها به یک اندازه نیست. وقتی خسته‌اید یا چند مسئله هم‌زمان ذهنتان را درگیر کرده‌اند، ممکن است رسیدن از شناخت احساس به تصمیم دشوارتر شود.

برای نمونه، اگر برنامه‌ای که مدت‌ها منتظرش بوده‌اید ناگهان لغو شود، این فرایند در فهمیدن علت ناراحتی‌تان دیده می‌شود و از خود می‌پرسید آیا از دست رفتن فرصت آزارتان داده است یا از اینکه خیلی دیر باخبر شده‌اید ناراحتید. وقتی علت برایتان روشن است، پاسخ شما هم بیشتر با همان علت تناسب پیدا می‌کند؛ مثلاً اعتراضتان متوجه دیر خبر دادن می‌ماند و به کل رابطه کشیده نمی‌شود. اما اگر لغو برنامه آخرین اتفاق یک روز فرساینده باشد، این فرایند به همان روانی پیش نمی‌رود. در آن لحظه، شناخت ناراحتی لزوماً بلافاصله به انتخاب واکنشی سنجیده منتهی نمی‌شود.

این نگاه، اهمیت زمان لازم برای هماهنگ شدن توانایی‌ها را در تفسیر نتیجه شما روشن می‌کند. گاهی احساس و علت آن زود روشن می‌شوند، اما پیدا کردن پاسخ مناسب زمان بیشتری می‌برد؛ گاهی هم معنای احساستان پس از فروکش کردن هیجان روشن‌تر می‌شود. با این نگاه، توانایی‌های شما در موقعیت‌های معمول اغلب به‌موقع به کمک یکدیگر می‌آیند. در موقعیت‌های پیچیده، ممکن است فاصله میان این مراحل بیشتر شود. بنابراین، بخشی از تفاوت واکنش‌هایتان می‌تواند به این مربوط باشد که شناخت، فهم و تنظیم هیجان در همان لحظه چقدر فرصت دارند با هم کار کنند.

Petrides & Furnham
نظریه صفت هوش هیجانی
Trait Emotional Intelligence Theory
کنستانتینوس پتریدس و آدریان فرنهام (Petrides & Furnham) — ۲۰۰۱
مبنای نظری

این نظریه می‌گوید پرسشنامه‌های خودگزارشی هوش هیجانی، تصویری را نشان می‌دهند که هر کس از توانایی‌های هیجانی خود دارد. این تصویر بخشی از شخصیت است، در موقعیت‌های مختلف نسبتاً ثابت می‌ماند و بر رفتار، رضایت از زندگی و رابطه‌ها اثر دارد.

خودادراکی هیجانی
سنجش خودگزارشی
بخشی از شخصیت
باور به توانایی خود
تحلیل کلی نتیجه شما

از دید نظریه صفت، ممکن است نتیجه شما بازتاب این باور درباره خودتان باشد که «معمولاً از پس موقعیت‌های هیجانی برمی‌آیم، هرچند همیشه به یک اندازه مطمئن نیستم.» در پاسخ‌هایتان، تصویر کلی شما از توانایی‌های هیجانی‌تان مثبت است و در عین حال، تجربه‌های دشوار را هم در بر می‌گیرد. این تصویر می‌تواند بر انتظاری که از خودتان دارید اثر بگذارد؛ موقعیت احساسی پیش رو را اغلب قابل مدیریت می‌بینید. اگر موضوع برایتان خیلی حساس باشد یا تجربه ناخوشایند مشابهی را به یاد بیاورید، ممکن است اطمینانتان کمتر شود و واکنش خودتان را با احتیاط بیشتری پیش‌بینی کنید.

فرض کنید قرار است نوشته، طرح یا کاری را که برایتان مهم است، به کسی نشان دهید و نظرش را بشنوید. پیش از شنیدن پاسخ، برداشت شما از خودتان بر انتظارتان از این دیدار اثر دارد. بسته به این برداشت، انتقاد را ناراحت‌کننده اما قابل تحمل می‌دانید یا نگران می‌شوید که نتوانید واکنشتان را مدیریت کنید. با تصویر نسبتاً مثبتی که از توانایی‌هایتان دارید، معمولاً حالت اول برایتان پررنگ‌تر است. اگر آن فرد از نزدیکان شما باشد و نظرش اهمیت زیادی داشته باشد، ممکن است همان اطمینان روزمره کمتر به کمکتان بیاید و تردید بیشتری احساس کنید.

این دیدگاه نشان می‌دهد انتظار شما از خودتان نیز در تجربه هیجانی‌تان سهم دارد. وقتی انتظار دارید بتوانید ناراحتی را تحمل کنید و گفت‌وگو را ادامه دهید، ورود به موقعیت برایتان آسان‌تر می‌شود؛ تجربه‌ای که از آن به دست می‌آورید، دوباره بر این انتظار اثر می‌گذارد. تصویر شما از خودتان و رفتارتان در یک رویداد معین نیز ممکن است فقط تا حدی با هم همخوان باشند. نتیجه شما جمع‌بندی نگاهتان به توانایی‌های خود است، در حالی که هر رفتار در شرایط مشخصی رخ می‌دهد. به همین دلیل، تردید در یک موقعیت می‌تواند در کنار اطمینان کلی شما وجود داشته باشد.

دسته ۲نظریه‌های هیجان و ذهن

این نظریه‌ها به سازوکار خود هیجان می‌پردازند: احساس‌ها چطور در ذهن شکل می‌گیرند و نام پیدا می‌کنند، دقت در شناختن آن‌ها چه اثری دارد و هیجان‌های مثبت چه نقشی در فکر کردن و ساختن توانایی‌ها دارند.

Lisa Feldman Barrett
نظریه دانه‌بندی هیجانی
Emotional Granularity
لیزا فلدمن بارت (Lisa Feldman Barrett) — ۲۰۰۱
مبنای نظری

این نظریه می‌گوید احساس‌ها آماده به سراغ ما نمی‌آیند؛ ذهن آن‌ها را از حس‌های بدن و معنای موقعیت می‌سازد و نام‌گذاری می‌کند. هرچه این نام‌گذاری دقیق‌تر باشد، روشن‌تر است که هر احساس چه می‌گوید و چه پاسخی می‌خواهد.

ساخته شدن احساس
تمایز دقیق احساس‌ها
واژگان هیجانی
پاسخ متناسب
تحلیل کلی نتیجه شما

از دید نظریه دانه‌بندی هیجانی، ممکن است نتیجه شما با توانایی تشخیص تفاوت میان احساس‌ها و روشن‌تر بودن معنای آن‌ها در موقعیت‌های آشنا ارتباط داشته باشد. وقتی چیزی آزارتان می‌دهد، معمولاً سرنخ‌هایی دارید که بفهمید ناراحتی‌تان از چه جنسی است؛ تفاوت میان دلخوری، نگرانی یا کلافگی، اهمیت آن اتفاق را برای شما روشن‌تر می‌کند. این شیوه فهم احساس، انتخاب پاسخ متناسب را آسان‌تر می‌کند. با این حال، وقتی چند اتفاق پشت سر هم رخ می‌دهند، ممکن است این روشنی کمتر شود. در این شرایط، چند احساس متفاوت زیر یک عنوان کلی مثل «اعصابم به‌هم ریخته» جمع می‌شوند و جدا کردنشان دشوارتر است.

برای مثال، وقتی دوستی دیر به پیام شما پاسخ می‌دهد، تجربه شما بسته به معنایی که این تأخیر پیدا می‌کند، فرق دارد. اگر ذهنتان درگیر این باشد که اتفاقی برای او افتاده است، احساس غالب نگرانی است؛ اگر انتظار توجه داشته‌اید، دلخوری سهم بیشتری دارد. در یک روز معمول، تشخیص تفاوت میان این دو احساس کمک می‌کند واکنشتان را با آنچه آزارتان می‌دهد هماهنگ کنید. اما پس از چند روز بی‌خبری یا در دوره‌ای پراسترس، ممکن است این احساس‌ها درهم بیامیزند و روشن شدن اینکه دقیقاً چه چیزی ناراحتتان کرده است، زمان بیشتری بخواهد.

آنچه این دیدگاه به نتیجه شما اضافه می‌کند، تفاوت میان شدت احساس و روشنی معنای آن است. اگر معلوم باشد ناراحتی‌تان از چه جنسی است و به کدام بخش موقعیت مربوط می‌شود، حتی ناراحتی شدید هم برایتان قابل فهم است. در مقابل، دلگیری خفیفی که نام و علت روشنی ندارد، گاهی تصمیم‌گیری را به تأخیر می‌اندازد. از این زاویه، برای فهم توانایی‌های هیجانی شما، توانایی تشخیص تفاوت میان احساس‌ها در کنار شدت آن‌ها اهمیت دارد. وقتی هم‌زمان از کسی دلخورید و نگران رابطه‌تان هستید، هر دو احساس بخشی از تجربه‌اند و هرکدام به جنبه متفاوتی از موقعیت اشاره دارند.

Barbara Fredrickson
نظریه گسترش و ساختن
Broaden-and-Build Theory
باربارا فردریکسون (Barbara Fredrickson) — ۱۹۹۸
مبنای نظری

این نظریه می‌گوید هیجان‌های مثبت دامنه توجه و فکر را باز می‌کنند و با تکرار، منابعی پایدار مثل رابطه، مهارت و تاب‌آوری می‌سازند. این منابع در روزهای دشوار به کار می‌آیند و هیجان مثبت بعدی را ممکن‌تر می‌کنند.

هیجان مثبت
گسترش توجه و فکر
ساختن منابع
چرخه رو به بالا
تحلیل کلی نتیجه شما

از دید نظریه گسترش و ساختن، ممکن است بخشی از نتیجه شما به اثری مربوط باشد که شادی، علاقه یا آسودگی بر ادامه فعالیت‌هایتان می‌گذارند. در لحظه‌هایی که چنین احساس‌هایی دارید، ممکن است راه‌های بیشتری ببینید و از چند زاویه به مسئله نگاه کنید. این فرایند با توانایی‌های هیجانی خوب در زندگی روزمره سازگار است، اما هنگام فشار طولانی‌مدت، توجهتان معمولاً بیشتر بر موانع و پیامدهای نامطلوب متمرکز می‌شود. بنابراین، بهره‌ای که از یک تجربه خوشایند می‌برید، بسته به شرایط و میزان درگیری ذهنی‌تان متفاوت است.

برای نمونه، هنگام یاد گرفتن یک مهارت، بعد از چند تلاش ناموفق بالاخره بخشی از کار به‌درستی انجام می‌شود. در این الگو، خوشحالی از همین پیشرفت کوچک می‌تواند اشتیاقتان را برای ادامه دادن بیشتر کند؛ در این صورت، جزئیاتی را می‌بینید که پیش‌تر از نظرتان دور مانده بود و راه دیگری برای بخش دشوار کار به ذهنتان می‌رسد. تکرار چنین تجربه‌هایی به تقویت مهارت شما کمک می‌کند. اگر فرصت کمی داشته باشید یا از قبل خسته باشید، ممکن است اثر آن خوشحالی زودتر کم‌رنگ شود و نگرانی درباره تمام کردن کار دوباره ذهنتان را درگیر کند.

این نگاه، فاصله زمانی میان یک احساس خوشایند و فایده آن را در نتیجه شما برجسته می‌کند. علاقه‌ای که هنگام پیش رفتن یک کار تجربه می‌کنید، می‌تواند فرصتی برای فهمیدن و یاد گرفتن بیشتر فراهم کند؛ حاصل آن یادگیری در روزی که اشتیاق کمتری دارید هم باقی می‌ماند. همین مهارت می‌تواند روبه‌رو شدن دوباره با دشواری را آسان‌تر کند و زمینه رضایت بعدی را فراهم آورد. از این زاویه، تجربه‌های روزهای مختلف شما به یکدیگر کمک می‌کنند، چون احساس خوشایند به یادگیری فرصت می‌دهد و حاصل یادگیری، در موقعیت بعدی احساس توانمندی را تقویت می‌کند.

دسته ۳هیجان در رابطه با دیگران

این نظریه‌ها هیجان را در میان آدم‌ها می‌بینند: در خانواده، دوستی، تحصیل و کار. از این نگاه، هوش هیجانی فقط درباره حال خود نیست؛ درباره اثری است که حال ما بر دیگران می‌گذارد و حال دیگران بر ما.

Daniel Goleman
مدل شایستگی‌های هیجانی
Emotional Competence Framework
دنیل گلمن (Daniel Goleman) — ۱۹۹۸
مبنای نظری

این مدل هوش هیجانی را در چهار حوزه می‌بیند: شناختن خود، مدیریت خود، شناختن دیگران و مدیریت رابطه. از این نگاه، این شایستگی‌ها در رفتار روزمره و در کنار دیگران دیده می‌شوند و با تجربه و بازخورد آموخته می‌شوند.

خودآگاهی
خودمدیریتی
آگاهی اجتماعی
مدیریت رابطه
تحلیل کلی نتیجه شما

از دید مدل شایستگی‌های هیجانی، ممکن است نتیجه شما با توانایی به کار بستن شناخت هیجان در ارتباط‌های روزمره پیوند داشته باشد. در موقعیت‌های آشنا، توجه به احساس خودتان و حال طرف مقابل معمولاً در شیوه حرف زدن و ادامه دادن تعامل شما بازتاب پیدا می‌کند. این هماهنگی کمک می‌کند هم گفت‌وگو پیش برود و هم ناراحتی افراد در نظر گرفته شود. با این حال، وقتی اختلاف شخصی‌تر یا فشار بیشتر است، تبدیل این شناخت به رفتار مناسب دشوارتر می‌شود. در چنین لحظه‌هایی، ممکن است میان آنچه از موقعیت می‌فهمید و آنچه در رفتارتان بروز می‌کند، فاصله‌ای به وجود بیاید.

مثلاً در یک بازی گروهی با دوستان، اشتباه یکی از افراد باعث از دست رفتن نتیجه دلخواه می‌شود. در این موقعیت، شایستگی هیجانی شما در هماهنگی میان توجه به ناراحتی خودتان از نتیجه، در نظر گرفتن شرمندگی دوستتان و استفاده از لحنی دیده می‌شود که ادامه همراهی را آسان می‌کند. وقتی این جنبه‌ها هماهنگ‌اند، ناراحتی از نتیجه کمتر به سرزنش می‌انجامد و جمع راحت‌تر به بازی برمی‌گردد. اگر همان اشتباه چند بار تکرار شده باشد یا از قبل بین شما کدورتی باشد، حفظ این هماهنگی و همان لحن دشوارتر می‌شود.

این دیدگاه، نتیجه شما را به سهمتان در یک تعامل پیوند می‌دهد. با این نگاه، توانایی‌های هیجانی شما در فرصت‌هایی نمود پیدا می‌کنند که برای فهم متقابل و ادامه همراهی فراهم می‌شوند؛ مثلاً وقتی ناراحتی مطرح شده است، اما گفت‌وگو همچنان ادامه دارد. نتیجه نهایی به رفتار دیگران و سابقه رابطه هم وابسته است. به همین دلیل، در یک جمع همراه، همین توانایی‌ها فرصت بیشتری برای اثر گذاشتن دارند و در جمعی پرتنش، اثرشان محدودتر می‌شود. تفاوت تجربه شما در جمع‌های مختلف را می‌توان با توجه به ارتباط میان توانایی‌هایتان و شرایط هر رابطه فهمید.

Hatfield, Cacioppo & Rapson
نظریه سرایت هیجانی
Emotional Contagion
الین هتفیلد، جان کاچیوپو و ریچارد رپسون (Hatfield, Cacioppo & Rapson) — ۱۹۹۴
مبنای نظری

این نظریه می‌گوید حال آدم‌ها بی‌آنکه بخواهند به هم منتقل می‌شود: ما ناخودآگاه چهره، لحن و حرکات اطرافیان را تقلید می‌کنیم و احساسی شبیه احساس آن‌ها در ما شکل می‌گیرد. این سرایت در رابطه‌های نزدیک و جمع‌های کوچک قوی‌تر است.

تقلید خودکار
انتقال حال
هماهنگی هیجانی
اثر بر حال جمع
تحلیل کلی نتیجه شما

از دید نظریه سرایت هیجانی، ممکن است بخشی از تجربه شما در هماهنگی‌های ناخواسته با اطرافیانتان شکل بگیرد. گاهی بی‌آنکه متوجه شوید، سرعت حرف زدن و حالت چهره‌تان با جمع هماهنگ می‌شود و احساستان نیز رنگ همان فضا را می‌گیرد. در شرایط معمول، وقتی آرامید، لحن شما هم از همین راه بر دیگران اثر می‌گذارد و واکنش آن‌ها دوباره بر احساس خودتان تأثیر دارد. توانایی‌های هیجانی شما می‌توانند در نحوه اثرپذیری و اثرگذاری‌تان در این جریان نقش داشته باشند؛ هرچند وقتی خسته یا نگرانید، ممکن است همراه شدن با تنش جمع آسان‌تر شود.

فرض کنید پیش از یک ارائه گروهی، چند نفر با لحنی تند درباره خراب شدن کار حرف می‌زنند. در این فضا، بی‌قراری از طریق سرعت حرف زدن و واکنش‌های افراد بیشتر می‌شود و ممکن است شما هم آن را تجربه کنید. اگر در شروع آرام‌تر باشید، آهسته حرف زدنتان می‌تواند از شتاب گفت‌وگو بکاهد؛ این تغییر ممکن است در پاسخ نفر بعد نیز بازتاب پیدا کند. شما در همین رفت‌وبرگشت، هم اثر می‌پذیرید و هم اثر می‌گذارید. وقتی نگرانی شخصی‌تان شدید است، حفظ آن آرامش دشوارتر می‌شود و ممکن است مدت بیشتری با شتاب جمع همراه بمانید.

این دیدگاه، نقش اتفاق‌های کوچک و اغلب ناخواسته در تغییر احساستان را روشن می‌کند. گاهی پیش از آنکه کسی دلیل نگرانی‌اش را توضیح دهد، آهنگ گفت‌وگو بر شما اثر گذاشته است؛ همان‌طور که لحن شما می‌تواند پیش از محتوای حرفتان بر تجربه دیگری اثر بگذارد. از این منظر، تفاوت احساستان در دو جمع، هم به موضوع صحبت و هم به شیوه واکنش افراد به یکدیگر مربوط است. توانایی‌های هیجانی شما در دل این رفت‌وبرگشت عمل می‌کنند و آرام‌تر شدن خودتان و جمع گاهی در یک فرایند مشترک پیش می‌رود.

تذکر مهم
تبیین‌های نظری این بخش بر پایه مدل‌های عمومی هستند و جزئیات تخصصی را پوشش نمی‌دهند. اگر می‌خواهید توانایی‌های هیجانی خود را از منظر هر یک از این رویکردها دقیق‌تر بررسی کنید، گفت‌وگو با یک روان‌شناس یا مشاور می‌تواند کمک کند.

عکس‌ها: Oscar Koryagin، CC BY-SA 4.0، ویکی‌مدیا کامانز · Gabriella Clare Marino، CC BY-SA 4.0، ویکی‌مدیا کامانز · World Economic Forum، CC BY-SA 2.0، ویکی‌مدیا کامانز

چرخه هیجان

هر هیجان مسیری را طی می‌کند: موقعیتی پیش می‌آید، هیجانی در شما بیدار می‌شود، به آن معنا می‌دهید، کاری با آن می‌کنید و پاسخی نشان می‌دهید که خودش موقعیت بعدی را می‌سازد. هوش هیجانی یعنی اینکه این مسیر تا چه حد آگاهانه طی شود. در این بخش، چرخه‌ای که احتمالاً در زندگی شما جریان دارد مرحله به مرحله ترسیم شده است.

روش تحلیل

این بخش بر پایه مدل فرایندی تنظیم هیجان گراس ساخته شده است و الگوی چرخه از نمره کل شما برداشت می‌شود.

شش مرحله، سه الگو

جیمز گراس (۱۹۹۸) نشان داد هیجان یک لحظه نیست، فرایندی است که از موقعیت شروع می‌شود و با توجه، ارزیابی و پاسخ ادامه پیدا می‌کند؛ هرچه زودتر در این مسیر آگاهی وارد شود، تنظیم هیجان آسان‌تر است. این مسیر برای همه یکی است؛ آنچه فرق می‌کند این است که هیجان در کدام مرحله دیده و سنجیده می‌شود. چرخه هر کس به یکی از سه الگوی زیر نزدیک‌تر است.

۱. موقعیت
چه پیش آمد؟
۲. توجه
چه حسی بیدار شد؟
۳. ارزیابی
این حس چه معنایی دارد؟
۴. تنظیم
با این حس چه می‌کنم؟
۵. پاسخ
به دیگران چه نشان می‌دهم؟
۶. پیامد
چه نتیجه‌ای داد؟
چرخه واکنشی

هیجان پیش از آنکه دیده و نام‌گذاری شود، کار خودش را می‌کند: اول در بدن یا رفتار پیدا می‌شود و معنایش بعد از واکنش روشن می‌شود. هر دور این چرخه، این باور را پررنگ‌تر می‌کند که هیجان‌ها کنترل‌شدنی نیستند.

چرخه دوسویه

همان هیجان گاهی به‌موقع دیده و سنجیده می‌شود و گاهی پیش از دیده شدن عمل می‌کند. اینکه چرخه به کدام سو برود، بیشتر به شرایط لحظه، مثل خستگی یا شخصی بودن موقعیت، بستگی دارد.

چرخه آگاهانه

هیجان زود و دقیق دیده می‌شود، معنایش روشن است و پاسخ هم با حال خود هماهنگ است و هم با حال دیگران. هر دور این چرخه، اطمینان به توانایی کار با هیجان را بیشتر می‌کند.

چرخه شما

نمودار زیر چرخه‌ای را نشان می‌دهد که با نتیجه شما احتمالاً بیشتر جریان دارد. نقطه‌ای که با رنگ زرد مشخص شده، جایی است که چرخه بیش از هر جا تغییرپذیر است.

شش مرحله چرخه شما
موقعیتتوجهارزیابیتنظیمپاسخپیامدچرخه آگاهانهشدت: ضعیف
الگوی غالب در نتیجه شما
چرخه آگاهانه
شدت چرخه: ضعیف
نقطه تقویت چرخه
میان «پاسخ» و «پیامد»
جایگاه شما: از چرخه واکنشی تا چرخه آگاهانه
VL1
VL2
VL3
L1
L2
L3
M1
M2
M3
H1
H2
H3
VH1
VH2
VH3
چرخه واکنشیچرخه آگاهانه

گاهی می‌توانید پیش از واکنش، احساستان را بشناسید، علت آن را بفهمید و پاسخی متناسب با موقعیت بدهید. در چنین لحظه‌هایی، نگرانی یا دلخوری مانع توجه شما به شرایط دیگران نمی‌شود. این مسیر آگاهانه برایتان آشناست، هرچند دنبال کردن آن از آغاز تا پایان، در موقعیت‌های مختلف به یک اندازه آسان نیست.

آزمون شات واکنش‌های شما را در موقعیت‌های واقعی مستقیم نمی‌سنجد. الگو و شدت چرخه، برآوردی بر پایه نمره کل شماست و چرخه واقعی هر فرد می‌تواند در موقعیت‌های مختلف فرق کند.
چرخه شما، مرحله به مرحله

ابتدا یک نمونه را کامل می‌خوانید؛ هر بخش آن با شماره و خط‌چین مشخص شده است. سپس هر بخش جداگانه باز می‌شود تا ببینید هیجان در آن مرحله چطور کار می‌کند.

یک نمونه را تصور کنید
تغییر ناگهانی زمان ارائه

۱کمی پیش از یک ارائه مهم، هم‌گروهی‌تان خبر می‌دهد که زمان شروع جلو افتاده است، اما دلیل تغییر را نمی‌گوید. ۲با خواندن پیام، گرفتگی شانه‌هایتان را حس می‌کنید و متوجه می‌شوید که نگران و کمی کلافه شده‌اید. ۳درمی‌یابید که نگرانی‌تان به فرصت کمتر برای آمادگی مربوط است و هنوز نمی‌دانید این تغییر چقدر در اختیار هم‌گروهی‌تان بوده است. ۴چند لحظه از پیام فاصله می‌گیرید و با کم شدن فشار اولیه، فکر کردن به زمان باقی‌مانده برایتان آسان‌تر می‌شود. ۵با لحنی آرام می‌گویید که برای آماده شدن نگرانید و درباره علت تغییر و زمان باقی‌مانده می‌پرسید. ۶او علت تغییر را توضیح می‌دهد و با توافق بر کوتاه‌تر کردن بخش‌های فرعی ارائه، فشار زمانی برایتان کمتر می‌شود.

۱موقعیت۲توجه۳ارزیابی۴تنظیم۵پاسخ۶پیامد

در ادامه، هر بخش از این نمونه جداگانه باز می‌شود و بررسی می‌کنیم.

۱موقعیت
با توجه به نمونه بالا، موقعیت:
کمی پیش از یک ارائه مهم، هم‌گروهی‌تان خبر می‌دهد که زمان شروع جلو افتاده است، اما دلیل تغییر را نمی‌گوید.

خبر ناگهانی، زمان‌بندی شما را به هم می‌زند و پرسشی درباره علت این تصمیم ایجاد می‌کند. چون روی ساعت قبلی حساب کرده‌اید، کوتاه شدن فرصت می‌تواند نگران‌کننده باشد. هنوز نمی‌دانید هم‌گروهی‌تان فقط خبررسان بوده است یا خودش هم در این تغییر نقشی داشته است.

۲توجه
با توجه به نمونه بالا، توجه:
با خواندن پیام، گرفتگی شانه‌هایتان را حس می‌کنید و متوجه می‌شوید که نگران و کمی کلافه شده‌اید.

گرفتگی شانه‌ها در این ماجرا نشانه‌ای است که خبر تازه برایتان فشار آورده است. توجه شما برای لحظه‌ای از ساعت ارائه به آنچه در بدنتان می‌گذرد جلب می‌شود و احساس‌هایتان را واضح‌تر تشخیص می‌دهید. این توجه زودهنگام فرصتی می‌دهد تا پیش از فرستادن جواب، علت نگرانی و کلافگی را بهتر بفهمید.

۳ارزیابی
با توجه به نمونه بالا، ارزیابی:
درمی‌یابید که نگرانی‌تان به فرصت کمتر برای آمادگی مربوط است و هنوز نمی‌دانید این تغییر چقدر در اختیار هم‌گروهی‌تان بوده است.

بخش مهم ناراحتی شما به احتمال آماده نبودن برای ارائه برمی‌گردد. چون دلیل تغییر را نمی‌دانید، برای قضاوت درباره نقش هم‌گروهی‌تان هنوز اطلاعات کافی ندارید. این برداشت کمک می‌کند فشار زمانی را جدی بگیرید، بی‌آنکه پیش از شنیدن علت ماجرا، تمام ناراحتی را متوجه او کنید.

۴تنظیم
با توجه به نمونه بالا، تنظیم:
چند لحظه از پیام فاصله می‌گیرید و با کم شدن فشار اولیه، فکر کردن به زمان باقی‌مانده برایتان آسان‌تر می‌شود.

نگرانی درباره ارائه هنوز وجود دارد، اما شدت آن کمی پایین می‌آید. با کمتر شدن عجله برای جواب دادن، توجه شما از اعتراض فوری به بررسی فرصت باقی‌مانده می‌رود. در این لحظه، همین کاهش فشار کافی است تا بتوانید پیام خود را طوری بیان کنید که نگرانی‌تان شنیده شود و گفت‌وگو ادامه پیدا کند.

۵پاسخ
با توجه به نمونه بالا، پاسخ:
با لحنی آرام می‌گویید که برای آماده شدن نگرانید و درباره علت تغییر و زمان باقی‌مانده می‌پرسید.

آنچه به هم‌گروهی‌تان می‌رسد، توضیح روشنی درباره دشواری شما در زمان جدید است. پرسش شما به او فرصت می‌دهد آنچه را درباره جابه‌جایی می‌داند بیان کند. چنین پاسخی می‌تواند توجه هر دو نفرتان را روی مسئله مشترک نگه دارد تا ادامه گفت‌وگو به یافتن راهی برای هماهنگی برسد.

نقطه تقویت چرخه

«نقطه تقویت چرخه» میان «پاسخ» و «پیامد» است، چون در این فاصله اثر پاسخ شما ملموس می‌شود. وقتی بیان نگرانی با توضیح و همکاری هم‌گروهی‌تان همراه می‌شود، تجربه می‌کنید که با وجود ناراحتی هم می‌توان به توافق رسید. این پیوند میان نحوه پاسخ دادن و نتیجه گفت‌وگو می‌تواند تکرار مسیر آگاهانه را برایتان آسان‌تر کند.

۶پیامد
با توجه به نمونه بالا، پیامد:
او علت تغییر را توضیح می‌دهد و با توافق بر کوتاه‌تر کردن بخش‌های فرعی ارائه، فشار زمانی برایتان کمتر می‌شود.

توافق تازه، حجم آماده‌سازی را با فرصت موجود هماهنگ‌تر می‌کند و بخشی از نگرانی شما کاهش می‌یابد. همراهی هم‌گروهی‌تان در رسیدن به این نتیجه نقش دارد، بنابراین پایان گفت‌وگو فقط به شیوه پاسخ شما وابسته نیست. این تجربه می‌تواند نشان دهد که حتی با وجود دلخوری، هماهنگی درباره یک تغییر ناگهانی شدنی است.

بازگشت به آغاز چرخه

دفعه بعد که همین هم‌گروهی از تغییری خبر می‌دهد، تجربه همکاری قبلی هم در برداشت شما از پیام نقش دارد. بنابراین، موقعیت تازه می‌تواند با تنش کمتری آغاز شود و تشخیص احساس پیش از پاسخ دادن آسان‌تر شود.

جمع‌بندی چرخه شما

در این نمونه، خبر تغییر برنامه شما را نگران و کلافه می‌کند، اما احساستان پیش از فرستادن جواب برایتان روشن می‌شود. فهمیدن اینکه نگرانی بیشتر به کمبود وقت مربوط است، از تندی واکنش کم می‌کند. سپس می‌توانید هم دشواری خود را بیان کنید و هم توضیح طرف مقابل را بشنوید؛ این بار، گفت‌وگو به تصمیمی می‌رسد که فشار آماده‌سازی را کمتر می‌کند.

آنچه این مسیر را پایدارتر می‌کند، تجربه‌های مشخصی است که در آن‌ها بیان روشن احساس با همکاری طرف مقابل همراه می‌شود. با این حال، این پیوستگی در همه موقعیت‌ها یکسان نیست؛ خستگی، فشار طولانی یا دریافت پاسخی تند می‌تواند واکنش شما را شتاب‌زده‌تر کند. در چنین شرایطی، شناخت احساس همچنان ممکن است، اما رسیدن از آن به پاسخی هماهنگ دشوارتر می‌شود.

تذکر مهم
چرخه این بخش الگویی احتمالی است که از نتیجه آزمون شما برداشت شده و تشخیص روان‌شناختی نیست. اگر احساس می‌کنید هیجان‌هایتان اغلب از کنترل خارج می‌شوند یا زندگی روزمره‌تان را سخت کرده‌اند، گفت‌وگو با یک روان‌شناس یا مشاور می‌تواند کمک کند آن‌ها را دقیق‌تر ببینید.

تحلیل شغلی: هوش هیجانی در محیط کار

در این بخش، نتیجه چهار مؤلفه هوش هیجانی شما از نگاه کار و تحصیل تحلیل می‌شود. ابتدا متغیرهای شغلی مرتبط با هر مؤلفه از پژوهش‌های هوش هیجانی در محیط کار استخراج شده‌اند، از جمله فراتحلیل‌های جوزف و نیومن (۲۰۱۰)، میائو و همکاران (۲۰۱۷) و هارمز و کرده (۲۰۱۰)؛ سپس هر متغیر بر اساس نمره شما در همان مؤلفه تحلیل شده است.

نقشه کلیدواژه‌های شغلی

ابر کلیدواژه زیر، متغیرهای شغلی و مفاهیم مرتبط با آن‌ها را نشان می‌دهد. رنگ هر متغیر مؤلفه آن را نشان می‌دهد و هرچه سطح شما در آن مؤلفه بالاتر باشد، نام متغیر بزرگ‌تر است.

ابر کلیدواژه‌های تحلیلی
جریان استخراج مفاهیم

نمودار زیر نشان می‌دهد هر متغیر شغلی از کدام مفهوم هیجانی و کدام مؤلفه آزمون آمده است. روی هر بخش نگه دارید تا مسیرهایش برجسته شود.

نمودار جریان مفهومی
نقشه مفهومی تماتیک

نقشه شبکه‌ای زیر پیوند چهار مؤلفه، مفاهیم هیجانی و متغیرهای شغلی را نشان می‌دهد.

نقشه مفهومی

روی هر مفهوم نگه دارید تا ارتباطات آن برجسته شود

تحلیل متغیرهای شغلی

در ادامه، هر یک از ۱۲ متغیر شغلی بر اساس نمره شما در مؤلفه مربوط تحلیل شده است. این تحلیل‌ها برآوردی از اثر احتمالی هوش هیجانی در کار یا تحصیل‌اند، نه ارزیابی عملکرد شغلی شما.

ادراک هیجان (PE)
۱خواندن فضای تیم و جلسهReading Team and Meeting Climate
توانایی شما در «ادراک هیجان» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، حال جمع را وقتی نشانه‌های روشنی دارد، بهتر تشخیص دهید. مثلاً در کار گروهی، لبخندها و صدای پرانرژی اعضا پس از گرفتن نتیجه‌ای خوب، اشتیاق جمع را برایتان روشن می‌کند. اما نزدیک موعد تحویل، وقتی چند نفر تند و هم‌زمان حرف می‌زنند، تشخیص اینکه جمع نگران است یا برای تمام کردن کار اشتیاق دارد، برایتان دشوارتر است. در چنین موقعیت‌هایی ممکن است برداشت اولیه‌تان از فضای گروه دقیق نباشد و با روشن‌تر شدن واکنش‌ها، بهتر بفهمید چه احساسی در جمع جریان دارد.
۲فهم حال و نیاز مخاطبUnderstanding Others' Feelings and Needs
توانایی شما در «ادراک هیجان» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، احساس‌های آشکار مخاطب را راحت‌تر از نگرانی‌ها یا دلخوری‌های ناگفته‌اش بفهمید. مثلاً وقتی مشتری با صدایی مضطرب چند بار درباره زمان تحویل می‌پرسد، معمولاً نگرانی او از تأخیر و نیازش به اطمینان خاطر را تشخیص می‌دهید. اما وقتی هم‌کلاسی‌تان درباره تقسیم کار با لحنی مردد می‌گوید «فرقی ندارد»، همیشه برایتان روشن نیست که واقعاً موافق است یا از سهم خود رضایت ندارد. در چنین موقعیت‌هایی، برداشت شما از احساس و خواسته او قطعیت کمتری دارد.
۳آگاهی از حال خود در کارSelf-Awareness at Work
توانایی شما در «ادراک هیجان» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، احساس‌های روشن خود را بشناسید، اما احساس‌های مبهم‌تر را دیرتر تشخیص دهید. مثلاً نزدیک به موعد تحویل یک پروژه، معمولاً می‌دانید که نگرانید و نگرانی‌تان به تمام نشدن کار مربوط است. در مقابل، پس از دریافت بازخورد درباره کارتان، ممکن است احساس ناخوشایندی داشته باشید، بی‌آنکه همان لحظه بدانید از ایرادهای مطرح‌شده دلخورید یا نگران نتیجه هستید. در چنین موقعیت‌هایی، گاهی مدتی طول می‌کشد تا احساس خود و علت تغییر آن برایتان روشن شود.
مدیریت هیجان‌های خود (MS)
۴آرامش زیر فشار و پیشگیری از فرسودگیComposure Under Pressure
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های خود» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، معمولاً بتوانید آرامش خود را در موقعیت‌های پرفشار حفظ کنید. مثلاً وقتی شروع ارائه به‌دلیل مشکلی فنی عقب می‌افتد، ممکن است نگران شوید، اما اغلب می‌توانید شدت نگرانی خود را کاهش دهید. پس از یک روز پرتنش نیز پرداختن به فعالیتی که از آن لذت می‌برید، معمولاً به شما کمک می‌کند بخشی از آرامش و انرژی خود را بازیابید. این توانایی می‌تواند به کاهش انباشت فشار هیجانی در روزهای پرکار کمک کند.
۵انگیزه و پشتکارMotivation and Persistence
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های خود» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، معمولاً انگیزه‌تان را برای ادامه دادن کارهای طولانی حفظ کنید. در یک پروژه چندهفته‌ای، وقتی نتیجه نهایی هنوز دور است، تصور رضایت از به پایان رساندن کار به شما انگیزه می‌دهد. اگر بخشی از کار پیچیده‌تر از انتظارتان باشد، یادآوری دشواری‌هایی که قبلاً از پس آن‌ها برآمده‌اید، امیدتان را به ادامه مسیر تقویت می‌کند. این احساسات مثبت به شما کمک می‌کند با فروکش کردن اشتیاق اولیه، همچنان برای پیش بردن کار انگیزه داشته باشید.
۶برخاستن پس از شکست و انتقادRecovery After Setbacks and Criticism
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های خود» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، پس از اشتباه کردن یا شنیدن انتقاد، معمولاً بتوانید از ناراحتی اولیه فاصله بگیرید و دوباره به کار برگردید. مثلاً وقتی مسئولتان از نتیجه یک کار ایراد می‌گیرد یا استاد بخشی از تکلیف را برای اصلاح برمی‌گرداند، دلخوری معمولاً امید شما به جبران را از بین نمی‌برد. یادآوری موقعیت‌هایی که قبلاً از پس آن‌ها برآمده‌اید، به شما کمک می‌کند بهتر شدن نتیجه را همچنان ممکن بدانید. با فروکش کردن ناراحتی، می‌توانید دوباره به همان کار بپردازید و برای اصلاح آن تلاش کنید.
مدیریت هیجان‌های دیگران (MO)
۷همکاری و فضای مثبت تیمTeamwork and Positive Climate
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های دیگران» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، به تقویت صمیمیت و اعتماد میان اعضای گروه کمک کنید. وقتی هم‌گروهی‌تان بخش زمان‌بری از پروژه را تمام می‌کند، معمولاً از تلاش او قدردانی می‌کنید و نشان می‌دهید سهمش در کار جمع دیده شده است. در فرصتی مثل استراحت بین کارها نیز برخورد گرم شما می‌تواند به دیگران کمک کند راحت‌تر از دغدغه‌هایشان حرف بزنند و احساس کنند کسی همراهشان است. این همراهی می‌تواند احساس تعلق به گروه را تقویت کند و کنار هم کار کردن را برای اعضا خوشایندتر سازد.
۸گفت‌وگوی دشوار و تعارضDifficult Conversations and Conflict
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های دیگران» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، هنگام اختلاف بتوانید تنش گفت‌وگو را کاهش دهید و رابطه را حفظ کنید. مثلاً وقتی کسی از تأخیر در تحویل کار ناراضی است، می‌توانید با جدی گرفتن ناراحتی او به آرام‌تر شدن بحث کمک کنید تا صحبت درباره مسئله ادامه پیدا کند. در اختلاف بر سر تقسیم مسئولیت‌ها هم معمولاً طوری به اعتراض طرف مقابل پاسخ می‌دهید که احساس نکند نادیده گرفته شده است. این همراهی می‌تواند گفت‌وگو را از سرزنش به سمت روشن کردن موضوع اختلاف ببرد.
۹اثرگذاری و رهبریInfluence and Leadership
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های دیگران» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، بتوانید به دیگران دلگرمی بدهید و انگیزه آن‌ها را برای پیشبرد کار تقویت کنید. مثلاً وقتی یکی از هم‌گروهی‌ها در آستانه تحویل پروژه دلسرد شده است، با تحسین پیشرفتش می‌توانید کمک کنید برای ادامه کار اشتیاق بیشتری پیدا کند. هنگام شروع یک فعالیت گروهی هم تشویق شما می‌تواند افراد مردد را به مشارکت علاقه‌مندتر کند. این اثرگذاری به داشتن مسئولیت رسمی وابسته نیست؛ حتی وقتی هدایت گروه بر عهده شما نیست، می‌توانید کسی باشید که دیگران از او دلگرمی می‌گیرند و با رغبت بیشتری همراه می‌شوند.
بهره‌گیری از هیجان (UE)
۱۰ایده‌پردازی و خلاقیتIdea Generation and Creativity
توانایی شما در «بهره‌گیری از هیجان» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، از شوق و شادی برای پرورش ایده‌های تازه کمک بگیرید. مثلاً هنگام آماده کردن یک ارائه، وقتی موضوع برایتان هیجان‌انگیز است، معمولاً عنوان‌ها و شیوه‌های متنوع‌تری برای بیان مطالب به ذهنتان می‌رسد. اگر پس از شنیدن خبری خوش به پیش‌نویس همان ارائه برگردید، این تغییر حال‌وهوا هم می‌تواند جرقه‌ای برای اضافه کردن یک مثال جالب یا تصویری متفاوت باشد. در فعالیت‌هایی که به پیشنهادهای نو نیاز دارند، این ارتباط میان احساس و فکر به ایده‌پردازی شما کمک می‌کند.
۱۱حل مسئله و تصمیم‌گیریProblem Solving and Decision Making
توانایی شما در «بهره‌گیری از هیجان» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، از احساس‌های مثبت برای دیدن راه‌حل‌ها و سنجیدن گزینه‌ها کمک بگیرید. مثلاً وقتی از پیشرفت یک پروژه خوش‌حال هستید، برای بخش باقی‌مانده راحت‌تر چند روش را در نظر می‌گیرید و خود را به یک مسیر محدود نمی‌کنید. اگر تا زمان تحویل فرصت کمی داشته باشید، این آمادگی ذهنی می‌تواند به بررسی گزینه‌هایی مثل تغییر ترتیب کارها یا ساده‌تر کردن بخشی از پروژه کمک کند. در چنین موقعیت‌هایی، خوش‌حالی و رضایت به فکر کردن درباره مسئله کمک می‌کنند و دامنه انتخاب‌های قابل بررسی را گسترده‌تر می‌کنند.
۱۲معنا و دلبستگی به کارMeaning and Engagement in Work
توانایی شما در «بهره‌گیری از هیجان» باعث می‌شود در محیط کار یا تحصیل، احساس‌هایتان به آنچه انجام می‌دهید معنا بدهند. مثلاً وقتی بعد از آماده‌کردن یک گزارش می‌بینید که حاصل زحمتتان به کار کسی آمده است، رضایت آن لحظه ارزش تلاشتان را برایتان ملموس می‌کند. در تحصیل هم، شوقی که پس از فهمیدن یک مبحث دشوار دارید، می‌تواند ارزش یادگیری را به شما یادآوری کند. چنین تجربه‌هایی معمولاً کمک می‌کنند آنچه را در کار یا درس برایتان ارزشمند است، روشن‌تر ببینید و با فعالیت‌های روزمره‌تان احساس پیوند بیشتری داشته باشید.
تذکر مهم: این آزمون هوش هیجانی را در زندگی به‌طور کلی می‌سنجد، نه به‌طور خاص در محیط کار. متغیرهای این بخش از پژوهش‌ها استخراج شده‌اند و تحلیل آن‌ها ارزیابی عملکرد شغلی شما نیست. اگر شاغل نیستید، همین متغیرها را در محیط تحصیل یا فعالیت‌های گروهی خود در نظر بگیرید.

بافت زندگی: هوش هیجانی در حلقه‌های زندگی

در این بخش، نتیجه چهار مؤلفه هوش هیجانی شما در زندگی شخصی تحلیل می‌شود: در خانواده، رابطه‌های نزدیک، دوستی‌ها و روزمرگی. یافته‌های پژوهشی درباره تجربه هیجانی در زندگی شخصی، از جمله فراتحلیل‌های مالوف و همکاران (۲۰۱۴)، سانچز-آلوارز و همکاران (۲۰۱۶) و مارتینز و همکاران (۲۰۱۰)، با الگوی تحلیل پدیدارشناختی تفسیری در چهار تم اصلی و دوازده تم فرعی سامان داده شده‌اند. هر تم اصلی یکی از چهار مؤلفه آزمون است و هر تم فرعی بر اساس نمره شما در همان مؤلفه تحلیل می‌شود.

مراحل تحلیل

تحلیل پدیدارشناختی تفسیری بر معنای تجربه‌ها تمرکز دارد: اینکه یک توانایی هیجانی در زندگی روزمره چه شکلی پیدا می‌کند. تم‌های این بخش در پنج مرحله زیر شکل گرفته‌اند.

تحلیل پدیدارشناختی تفسیری
۱
خوانش و بازخوانی
مرور یافته‌های پژوهشی درباره تجربه هیجانی در زندگی شخصی
۲
یادداشت‌برداری اکتشافی
ثبت توصیف‌ها، زبان و معنای تجربه‌ها
۳
تم‌های نوظهور
شکل دادن تم‌هایی که در تجربه‌ها تکرار می‌شوند
۴
پیوند تم‌ها
کنار هم گذاشتن تم‌های هم‌خانواده
۵
تم‌های اصلی
چهار تم اصلی، هم‌سو با چهار مؤلفه آزمون
نقشه تم‌های زندگی

حلقه درونی نقشه، چهار تم اصلی و حلقه بیرونی، دوازده تم فرعی زندگی را نشان می‌دهد. هر تم فرعی با نمره شما در مؤلفه همان تم پررنگ‌تر می‌شود.

تم‌های اصلی و فرعی
حلقه درونی: تم‌های اصلیحلقه بیرونی: تم‌های فرعی
تحلیل تم‌های زندگی

در ادامه، هر یک از دوازده تم زندگی بر اساس نمره شما در مؤلفه مربوط تحلیل شده است. این تحلیل‌ها برآوردی از اثر احتمالی هوش هیجانی در زندگی شخصی‌اند، نه داوری درباره خانواده، رابطه‌ها یا سلامت شما.

ادراک هیجان (PE)
۱فهم حال اعضای خانوادهUnderstanding Family Members' Feelings
توانایی شما در «ادراک هیجان» باعث می‌شود در خانواده، حال اعضای خانه را وقتی آشکار است درست بفهمید، اما نشانه‌های پنهان‌تر را کمتر ببینید. وقتی پدر یا مادرتان از ناراحتی‌اش می‌گوید، یا خواهر و برادرتان با شوق از اتفاقی تعریف می‌کند، معمولاً حالشان را درست درک می‌کنید. اما وقتی یکی از اعضای خانواده ساکت‌تر از معمول است یا کوتاه جواب می‌دهد، ممکن است علتش را دیرتر بفهمید یا آن را به خستگی نسبت دهید، در حالی که پشتش دلخوری یا نگرانی بوده است.
۲فهم حال نزدیک‌ترین فردAttunement in the Closest Relationship
توانایی شما در «ادراک هیجان» باعث می‌شود در نزدیک‌ترین رابطه‌تان، احساس‌های روشن را بهتر از حالت‌های مبهم و آمیخته تشخیص دهید. مثلاً وقتی برنامه‌ای که برای فرد نزدیک به شما مهم بوده است به هم می‌خورد، معمولاً متوجه ناراحتی او می‌شوید. اما وقتی او درباره شروع کار یا تحصیل در شهری دیگر صحبت می‌کند، ممکن است اشتیاقش را ببینید و دلتنگی همراه آن را کمتر تشخیص دهید. در چنین گفت‌وگویی، برداشت شما از حال او بیشتر بر هیجان شروع تجربه تازه متمرکز می‌شود و اندوه فاصله گرفتن از آدم‌های آشنا کمتر به چشمتان می‌آید.
۳شناختن نیازهای عاطفی خودKnowing Your Own Emotional Needs
توانایی شما در «ادراک هیجان» باعث می‌شود در زندگی روزمره، احساس‌های مشخص خود را بشناسید، اما وقتی چند احساس را هم‌زمان تجربه می‌کنید، نیاز عاطفی‌تان را دیرتر تشخیص دهید. مثلاً پس از چند روز دوری از دوستان، دلتنگی‌تان را می‌شناسید و می‌دانید که به همراهی نیاز دارید. اما در پایان روزی پرمشغله، ممکن است ندانید بی‌حوصلگی‌تان از خستگی است یا از دلخوری بابت اتفاقی که افتاده است. گاهی تازه چند ساعت بعد برایتان روشن می‌شود که بیش از استراحت، به فرصتی برای صحبت درباره دلخوری‌تان نیاز داشته‌اید.
مدیریت هیجان‌های خود (MS)
۴کنار آمدن با روزها و رویدادهای سختCoping with Difficult Days and Events
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های خود» باعث می‌شود در روزهای سخت زندگی، معمولاً بتوانید از شدت ناراحتی بکاهید و کارهای روزمره را ادامه دهید. مثلاً وقتی با وجود آمادگی، نتیجه یک امتحان مهم پایین‌تر از انتظارتان است، ناامیدی کمتر شما را از ادامه تلاش بازمی‌دارد. به یاد آوردن موقعیت‌هایی که پیش‌تر از پس آن‌ها برآمده‌اید، به شما کمک می‌کند این ناکامی را پایان راه نبینید. پس از فروکش کردن ناراحتی اولیه، معمولاً می‌توانید توجهتان را دوباره به کارهای پیش رو برگردانید و با تصور نتیجه‌ای بهتر، برای ادامه تلاش انگیزه پیدا کنید.
۵حال خوب و رضایت از زندگیWellbeing and Life Satisfaction
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های خود» باعث می‌شود در زندگی روزمره، حال خوبتان پایدار بماند. وقتی روزی با خبری ناخوشایند شروع می‌شود، معمولاً اجازه نمی‌دهید همان حال تا شب ادامه پیدا کند و سراغ کارهایی می‌روید که دوباره سرحالتان می‌کند، مثل دیدن یک دوست یا پرداختن به کاری که دوستش دارید. امید به بهتر شدن اوضاع در دوره‌های سخت‌تر هم همراهتان است. پژوهش‌ها همین توانایی را یکی از پایه‌های رضایت از زندگی می‌دانند.
۶عادت‌های سالم و مراقبت از خودHealthy Habits and Self-Care
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های خود» باعث می‌شود در عادت‌های روزانه، ناراحتی یا بی‌حوصلگی کمتر نظم مراقبت از خودتان را به هم بزند. برای مثال، پس از یک روز پرتنش، معمولاً می‌توانید از شدت کلافگی‌تان کم کنید و به برنامه استراحت و خواب خود برگردید. اگر چند روز از فعالیت بدنی معمولتان فاصله بگیرید، یادآوری تجربه‌های موفق قبلی می‌تواند به شما انگیزه بدهد تا دوباره آن را پی بگیرید. این توانایی کمک می‌کند رسیدگی به خواب و تحرک، حتی در روزهایی که چندان سرحال نیستید، جای خود را در برنامه روزانه‌تان حفظ کند.
مدیریت هیجان‌های دیگران (MO)
۷گرمی رابطه در خانوادهWarmth in Family Relationships
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های دیگران» باعث می‌شود در خانواده، نقش فعالی در ایجاد فضایی گرم و دلگرم‌کننده داشته باشید. وقتی یکی از اعضای خانواده برای آماده کردن غذا زحمت کشیده است، معمولاً قدردانی‌تان را به زبان می‌آورید و نشان می‌دهید که تلاشش دیده شده است. وقتی کسی از خستگی روزش می‌گوید، با ابراز محبت یا فراهم کردن فرصتی برای یک سرگرمی مشترک، به بهتر شدن حالش کمک می‌کنید. این توجه و همراهی می‌تواند لحظه‌های روزمره خانوادگی را صمیمانه‌تر کند و احساس قدردانی و دلگرمی را تقویت کند.
۸دوستی‌ها و حمایت از دوستانFriendships and Support
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های دیگران» باعث می‌شود در دوستی‌ها، نقش فعالی در دلگرم کردن دوستانتان داشته باشید. اگر دوستی پس از نتیجه‌ای ناامیدکننده در درس یا کار دلسرد شده باشد، معمولاً با یادآوری پیشرفت‌هایش یا همراهی با او در فعالیتی که دوست دارد، به او دلگرمی می‌دهید. موفقیت‌های کوچک دوستانتان هم برای شما فرصتی برای ابراز تحسین است؛ مثلاً پس از ارائه‌ای که برایش زحمت کشیده‌اند، درباره بخش‌های خوب کارشان حرف می‌زنید و خوشحالی خود را از دیدن پیشرفتشان با آن‌ها در میان می‌گذارید.
۹جمع‌ها و آشنایی‌های تازهSocial Gatherings and New Acquaintances
توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های دیگران» باعث می‌شود در جمع‌ها و آشنایی‌های تازه، به گرم‌تر شدن فضای گفت‌وگو کمک کنید. مثلاً در یک دورهمی که چند نفر برای نخستین بار یکدیگر را می‌بینند، با برخورد صمیمانه و ابراز خوشحالی از آشنایی، زمینه گفت‌وگوی راحت‌تر را فراهم می‌کنید. اگر کسی از کاری که انجام داده است بگوید، معمولاً تلاش او را تحسین می‌کنید و به او دلگرمی می‌دهید. در یک فعالیت گروهی نیز پیشنهاد شما برای یک سرگرمی مشترک می‌تواند دیدار را برای دیگران لذت‌بخش‌تر کند و فرصتی برای ادامه آشنایی فراهم کند.
بهره‌گیری از هیجان (UE)
۱۰لذت بردن از لحظه‌ها و تجربه‌هاSavoring Moments and Experiences
توانایی شما در «بهره‌گیری از هیجان» باعث می‌شود در لحظه‌های روزمره، خوش‌حالی و سرزندگی به ایده‌های تازه برای فعالیت‌ها و سرگرمی‌ها تبدیل شوند. مثلاً وقتی با شنیدن موسیقی سرحال می‌شوید، ممکن است هنگام آشپزی ترکیب تازه‌ای به ذهنتان برسد یا برای چیدن میز ایده‌ای پیدا کنید. وقتی از قدم‌زدن لذت می‌برید نیز معمولاً ذهن بازتری برای یافتن سوژه‌های عکاسی دارید. برای شما، لذت این لحظه‌ها هم در خودِ احساس خوشایند است و هم در فرصتی که برای خیال‌پردازی فراهم می‌کنند؛ این فرصت می‌تواند آشپزی یا عکاسی را به تجربه‌ای خلاقانه‌تر تبدیل کند.
۱۱تصمیم‌های مهم زندگیMajor Life Decisions
توانایی شما در «بهره‌گیری از هیجان» باعث می‌شود در تصمیم‌های مهم زندگی، احساس‌هایتان به دیدن گزینه‌ها و راه‌های تازه کمک کنند. برای مثال، وقتی درباره ادامه تحصیل یا تغییر مسیر کاری فکر می‌کنید، سرحالی و اشتیاق معمولاً تصور مسیرهایی را برایتان آسان‌تر می‌کند که پیش‌تر به آن‌ها توجه نکرده بودید. وقتی کلافگی‌تان جای خود را به آرامش می‌دهد، ممکن است همان انتخاب را از زاویه‌ای تازه ببینید؛ مثلاً به‌جای انتخاب میان ماندن در مسیر فعلی و کنار گذاشتن کامل آن، راهی برای تغییر تدریجی مسیر به ذهنتان برسد.
۱۲معنا و ارزش‌های زندگیMeaning and Values in Life
توانایی شما در «بهره‌گیری از هیجان» باعث می‌شود در زندگی، تجربه‌های احساسی به شناخت روشن‌تر ارزش‌هایتان کمک کنند. مثلاً پس از کمک به کسی در انجام کاری دشوار، احساس رضایت شما فکرتان را به این سمت می‌برد که مفید بودن چه جایگاهی در زندگی‌تان دارد. احساس نزدیکی پس از گفت‌وگویی صمیمانه نیز اهمیت همراهی را برایتان ملموس‌تر می‌کند. این تجربه‌ها معمولاً نگاه شما را به ارزشمندی زندگی گسترده‌تر می‌کنند؛ برای نمونه، روزی که در آن سهم کوچکی در آسودگی کسی داشته‌اید، می‌تواند در ذهنتان به روزی معنادار تبدیل شود.
تذکر مهم: این آزمون توانایی‌های هیجانی را می‌سنجد، نه کیفیت رابطه‌ها یا سلامت را. تم‌های این بخش از پژوهش‌ها استخراج شده‌اند و تحلیل آن‌ها برآورد اثر احتمالی همین توانایی‌ها در زندگی شخصی است. رابطه‌ها، خانواده و سلامت هر کس از عوامل بسیاری اثر می‌گیرند که این آزمون نمی‌پرسد.

تحلیل فیلم: بررسی نتیجه شما در قاب سینما

گاهی یک صحنه خوب فیلم، هوش هیجانی را روشن‌تر از هر تعریفی نشان می‌دهد. در این بخش، چهار پرده از یک فیلم را با هم می‌بینیم؛ هر پرده یکی از چهار مؤلفه آزمون شما را در عمل نشان می‌دهد. پرده‌ها برای همه یکسان‌اند، اما آنچه از هر کدام برای شما بیرون می‌کشیم، بر پایه نتیجه آزمون خود شماست.

ویل هانتینگ نابغه
ویل هانتینگ نابغه
Good Will Hunting
۱۹۹۷ کارگردان: گاس ون سنت درام ۲ ساعت و ۶ دقیقه

ویل هانتینگ، جوانی از محله‌های کارگری بوستون با نبوغی خیره‌کننده در ریاضیات، به‌عنوان نظافت‌چی در دانشگاه ام‌آی‌تی کار می‌کند و زندگی‌اش میان دوستان قدیمی و دردسرهای خیابانی می‌گذرد. وقتی پروفسوری سرشناس استعدادِ پنهان او را کشف می‌کند، ویل برای فرار از زندان ناچار می‌شود هم روی ریاضیات کار کند و هم نزد روان‌شناسی به نام شون برود. در این مسیر، رابطه با یک دختر دانشجو و گفت‌وگو با شون، او را با ترس‌ها و زخم‌های کهنه‌اش رو‌به‌رو می‌کند.

ویل هانتینگ
ویل هانتینگ
نابغهٔ جوانِ ریاضی و نظافت‌چیِ ام‌آی‌تی با گذشته‌ای پرزخم
شون مگوایر
شون مگوایر
روان‌درمانگر و دوست قدیمی لمبو که ویل را پیش خود می‌پذیرد
پروفسور جرالد لمبو
پروفسور جرالد لمبو
استاد ریاضیِ ام‌آی‌تی که نبوغ ویل را کشف می‌کند
چاکی سالیوان
چاکی سالیوان
صمیمی‌ترین دوستِ ویل و رفیقِ محلهٔ کارگری او
مورگان اومالی
مورگان اومالی
یکی از رفقای شوخ‌طبعِ ویل در جمع دوستان
اسکایلر
اسکایلر
دانشجوی هاروارد و دلبستهٔ ویل
چهار صحنهٔ انتخاب‌شده از میانهٔ فیلم و لحظات کلیدیِ درمانی و دوستانهٔ آن می‌آیند و پایان‌بندیِ فیلم را فاش نمی‌کنند.
چهار پرده، چهار مؤلفه

نتیجه شما در هوش هیجانی در سطح «زیاد» است. در چهار پرده از فیلم «ویل هانتینگ نابغه»، هر پرده یکی از چهار مؤلفه هوش هیجانی را در رفتار شخصیت‌ها نشان می‌دهد و تحلیل زیر آن بر اساس نمره شما در همان مؤلفه نوشته شده است. این صحنه‌ها برای شما بیشتر آینه‌اند و نشان می‌دهند که توانایی‌های آشنایتان در گفت‌وگوهای دشوار چگونه به کار می‌آیند.

پرده اول: نیمکت پارک
مؤلفه‌ای از آزمون شما که این پرده نشان می‌دهد:
ادراک هیجان
۴ دقیقه و ۴۹ ثانیه شون و ویل
ماجرای این پرده

پس از جلسه‌ای که ویل با تکیه بر دانشِ کتابیِ خود دربارهٔ یک نقاشیِ شون قضاوتی تند کرده بود، شون او را به پارکی کنار دریاچه می‌بَرد و روی نیمکتی می‌نشاند. در یک تک‌گویی طولانی، شون لایه‌به‌لایه نشان می‌دهد که پشتِ هوشِ خیره‌کننده و زبانِ گزندهٔ ویل چه حسی پنهان شده و در پایان، آن احساس را به‌صراحت نام می‌برد.

لحظه‌های کلیدی
«عمرا بتونی بگی توی کلیسای سیستین چه احساسی به آدم دست میده»

شون تفاوت میان «دانستن دربارهٔ یک چیز» و «حس‌کردن آن» را برجسته می‌کند. هستهٔ ادراکِ هیجان همین است که از پسِ اطلاعات به تجربهٔ درونی راه ببری.

«تنها یه بچه کله شق، خام و هراسان میبینم»

شون نقابِ «مردِ مطمئن و با اعتماد به نفس» را کنار می‌زند و ترسی را که پشت آن پنهان است دقیق نام می‌برد. این همان «خواندنِ حالِ پشتِ کلمات» است.

«تو از اون چیزی که می خوای بگی میترسی»

در جملهٔ پایانی، شون مستقیماً هیجانی را که ویل انکار می‌کند به زبان می‌آورد و با آن سکوتِ ویل را معنا می‌کند. این تشخیصِ هیجانی است که آشکارا بیان نشده است.

تحلیل اختصاصی برای شما

وقتی شون پشت ظاهر مطمئن ویل ترس می‌بیند، بر احساسی نام می‌گذارد که در حرف‌های ویل به‌سادگی آشکار نیست. توانایی شما در «ادراک هیجان» در سطح متوسط است و بخشی از این نگاه برایتان آشناست. شما هم گاهی در یک گفت‌وگو متوجه می‌شوید که پشت حرف‌های محکم طرف مقابل، نگرانی وجود دارد؛ اما گاهی همان اطمینان ظاهری، برداشتتان از احساس او را شکل می‌دهد.

شون همچنین می‌گوید تا ویل از خودش نگوید، نمی‌تواند او را بشناسد. این لحظه به تجربه شما از گفت‌وگویی شباهت دارد که در آن، پس از توضیح طرف مقابل می‌فهمید آنچه دلخوری پنداشته‌اید، نگرانی بوده است. در چنین موقعیتی، متوجه شده‌اید که چیزی او را ناراحت کرده است، اما برای شناخت دقیق‌تر احساسش، حرف‌های خود او بخش مهمی از ماجرا را روشن کرده است.

پرده دوم: انتخابِ آگاهانه
مؤلفه‌ای از آزمون شما که این پرده نشان می‌دهد:
مدیریت هیجان‌های خود
۱ دقیقه و ۵۴ ثانیه شون و لمبو
ماجرای این پرده

لمبو، همکار قدیمی شون، با عصبانیت به دفتر او می‌آید و او را متهم می‌کند که با شیوهٔ درمانی‌اش ویل را از مسیر موفقیت دور می‌کند. شون از ویل دفاع می‌کند و گفت‌وگو داغ می‌شود. لمبو رنجش شون را به موفقیت خودش نسبت می‌دهد و زندگی او را «شکست» می‌خواند. شون رنجیده و برافروخته می‌شود، اما حرف آخرش را از روی شناختی می‌زند که از خودش دارد و از انتخاب‌هایش دفاع می‌کند.

لحظه‌های کلیدی
«من از دست تو عصبانی نیستم»

لمبو خشم شون را به حسادت به موفقیت خودش نسبت می‌دهد. شون این برچسب را رد می‌کند و اجازه نمی‌دهد لمبو احساس او را برایش تعریف کند.

«تو فکر میکنی من یه شکست خورده ام. من میدونم کی هستم»

شون رنجیده و برافروخته است، اما در برابر برچسب «شکست‌خورده» به شناختی تکیه می‌کند که از خودش دارد. احساس تند هست، اما تصویر او از خودش را نمی‌شکند.

«این یه انتخاب آگاهانه بود. من شکست نخوردم»

شون انتخاب‌های زندگی‌اش را آگاهانه می‌داند و از آن‌ها دفاع می‌کند. رنجش را حس می‌کند، اما مسیر حرفش را ارزش‌هایش تعیین می‌کنند.

تحلیل اختصاصی برای شما

وقتی شون از حرف لمبو می‌رنجد و با تندی پاسخ می‌دهد، خشمش آشکار است، اما در پایان به انتخاب آگاهانه‌اش تکیه می‌کند. توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های خود» در سطح زیاد است و احساس ناراحتی همراه با تسلط بر واکنش خود، برایتان آشناست. وقتی حرفی آزارتان می‌دهد، معمولاً می‌توانید ناراحتی‌تان را احساس کنید و همچنان درباره نحوه پاسخ‌دادنتان تصمیم بگیرید.

در حرف آخر شون، دلیل انتخاب کارش بار دیگر در میان خشمش شنیده می‌شود. برای شما هم پس از یک برخورد دلسردکننده، بازگشتن به انگیزه‌ای که پیش از بحث داشتید، اغلب دست‌یافتنی است. رنجش آن لحظه را حس می‌کنید و در عین حال، به نتیجه‌ای که از ادامه تلاش انتظار دارید فکر می‌کنید. همین توانایی کمک می‌کند با وجود ناراحتی، مسیر تلاش خود را حفظ کنید.

پرده سوم: همزبانِ زنده
مؤلفه‌ای از آزمون شما که این پرده نشان می‌دهد:
مدیریت هیجان‌های دیگران
۱ دقیقه و ۲۸ ثانیه شون و ویل
ماجرای این پرده

شون از ویل می‌پرسد آیا احساس تنهایی می‌کند و همزبانی دارد یا نه. ویل اول از دوستش چاکی نام می‌برد و بعد پشت نام‌های بزرگ فلسفه و ادبیات پنهان می‌شود. شون با لحنی هم‌دلانه اما قاطع، او را از پشت این نام‌ها بیرون می‌کشد و با پرسش از شور و خواسته‌ی واقعی‌اش، به ترس او از برداشتن قدم اول اشاره می‌کند.

لحظه‌های کلیدی
«تو یه همزبان داری؟»

شون با یک پرسش کوتاه و شخصی، جریانِ دفاعیِ ویل را می‌شکند و او را از سنگر بحث‌های انتزاعی به میدان هیجانِ خودش می‌کشاند. این تغییرِ مسیر، نمونه‌ی روشنِ هدایتِ حالِ دیگری است.

«من درباره کسی صحبت میکنم که بتونه چیزها را برای تو باز کنه، بتونه روح تو رو لمس کنه»

به‌جای تحقیر پاسخِ طفره‌آمیزِ ویل، شون تعریفِ همزبان را بازگو می‌کند و با زبانی گرم اما دقیق، او را وادار می‌کند با فقدانی که دارد روبه‌رو شود.

«جایی که همیشه میترسی قدم اول رو برداری»

شون حقیقتی سخت درباره‌ی ترسِ ویل می‌گوید، اما با لحنی که مراقبت در آن پیداست. این نمونه‌ی گفتنِ حرفِ تلخ به شیوه‌ای است که شنیدنی باشد و تعارض را به همراهی بَدَل کند.

تحلیل اختصاصی برای شما

شون با پرسش درباره داشتن یک همزبان، جایی برای حرف زدن از تنهایی باز می‌کند. توانایی شما در «مدیریت هیجان‌های دیگران» در سطح زیاد قرار دارد و این شیوه نزدیک شدن برایتان آشناست. احتمالاً شما هم در گفت‌وگویی که با حرف‌های معمولی شروع شده است، با توجه و پرسشی شخصی‌تر به طرف مقابل کمک کرده‌اید از چیزی بگوید که ناراحتش کرده است.

شون هنگام اشاره به ترس ویل از برداشتن قدم اول، حرفی دشوار را با لحنی گرم بیان می‌کند. این لحظه ممکن است به تجربه شما از صریح حرف زدن با حفظ صمیمیت نزدیک باشد. توجهی که در شیوه صحبت شما هست، می‌تواند به طرف مقابل احساس همراهی بدهد و کمک کند گفت‌وگو درباره موضوعی ناراحت‌کننده ادامه پیدا کند.

پرده چهارم: درد یا پشیمانی
مؤلفه‌ای از آزمون شما که این پرده نشان می‌دهد:
بهره‌گیری از هیجان
۱ دقیقه و ۵۱ ثانیه ویل و شون
ماجرای این پرده

ویل در جلسه‌ای با شون دربارهٔ کتاب او و زندگی‌اش حرف می‌زند. گفتگو به همسر از دست‌رفتهٔ شون کشیده می‌شود. شون می‌گوید وقتی همسرش بیمار شد کارش را کنار گذاشت و با وجود درد، از آشنایی و زندگی با او پشیمان نیست. سپس خاطرهٔ روز آشنایی با همسرش در ۲۱ اکتبر ۱۹۷۵ را با جزئیات دقیق تعریف می‌کند.

لحظه‌های کلیدی
«من وقتی همسرم مریض شد اون کاررو ول کردم»

شون نشان می‌دهد که عشق و نگرانی برای همسر، معیار اولویت‌بندی و تصمیم شغلی‌اش شده است؛ هیجان به‌عنوان راهنمای یک انتخاب بزرگ زندگی به کار رفته است.

«نه ، من پشیمون نیستم ویل، بخاطر هر روزی که با اون گذروندم»

شون آگاهانه میان «درد فعلی» و «پشیمانی» تفکیک می‌کند و از همین تمایز هیجانی برای رسیدن به معنا و ارزش استفاده می‌کند. این هستهٔ بهره‌گیری از هیجان است.

«۲۱ اکتبر ۱۹۷۵»

دقت و وضوح یادآوری تاریخ نشان می‌دهد که هیجان آن لحظه برای شون حکم اطلاعاتِ ماندگار دربارهٔ آنچه مهم است را دارد؛ تجربهٔ عاطفی به نقطهٔ مرجع زندگی تبدیل شده است.

تحلیل اختصاصی برای شما

شون درد فقدان را حس می‌کند و همچنان روزهای زندگی با همسرش را ارزشمند می‌داند. توانایی شما در «بهره‌گیری از هیجان» در سطح زیاد است و نقش احساس در ارزشمند دانستن تجربه‌ها برایتان آشناست. شما هم ممکن است از احساستان نسبت به یک اتفاق کمک بگیرید تا بفهمید کدام بخش آن برایتان ارزشمند بوده است.

وقتی شون روز آشنایی را با جزئیات به یاد می‌آورد، شادی آن خاطره به پاسخ کنونی او شکل می‌دهد. در تجربه شما نیز شوقی که با یادآوری یک اتفاق زنده می‌شود، می‌تواند فکرتان را برای یافتن راه‌های تازه بازتر کند. مثلاً ممکن است از همان خاطره، ایده‌ای برای حل مسئله‌ای که اکنون پیش رو دارید بگیرید. این صحنه نقش احساس را در فکر کردن و رسیدن به نگاهی تازه نشان می‌دهد.

آنچه این فیلم برای شما دارد

شون از احساس برای فهمیدن آدم‌ها و روشن کردن انتخاب‌هایش کمک می‌گیرد. ترس ویل را نام می‌برد و با وجود خشم از لمبو، بر انتخابش می‌ایستد. در گفت‌وگو درباره همزبان و خاطرات همسرش نیز ارزش ارتباط عاطفی را نشان می‌دهد.

ویل از شناخت احساس‌های دیگران بیشتر برای دفاع از خودش استفاده می‌کند. وقتی از نویسندگان و فیلسوفان به‌عنوان همزبان نام می‌برد، بحث از رابطه با فردی زنده دور می‌شود. شون با پرسیدن از خواسته‌های او، گفت‌وگو را دوباره به تجربه شخصی ویل برمی‌گرداند و از آنچه برایش اهمیت دارد می‌پرسد.

با توجه به نتیجه شما، شیوه شون در بیشتر موقعیت‌ها برایتان آشناست. توانایی‌های هیجانی معمولاً به ادامه ارتباط شما کمک می‌کنند، هرچند به کار گرفتن آن‌ها هنگام رنجش به توجه بیشتری نیاز دارد. شون نیز مقابل لمبو برافروخته می‌شود، اما حرف آخرش را بر پایه انتخابی می‌زند که به آن باور دارد. برای شما هم، تفاوت راه شون و سپر ویل در همین لحظه‌ها روشن‌تر می‌شود؛ زمانی که پس از رنجیدن، آگاهانه به گفت‌وگو برمی‌گردید و از توانایی‌هایتان برای ادامه ارتباط استفاده می‌کنید.

پرسشی برای خودتان
در آخرین گفت‌وگوی پرتنش، چه چیزی شما را به ادامه ارتباط مانند شون یا فاصله گرفتن مانند ویل نزدیک‌تر کرد؟
تذکر مهم
پرده‌های این بخش برای نشان دادن هوش هیجانی در عمل انتخاب شده‌اند و تحلیل آن‌ها برداشتی آموزشی است. شخصیت‌های فیلم الگوی کامل نیستند و رفتار هیچ‌کدام نسخه‌ای برای زندگی واقعی نیست.

شخصیت‌های شبیه شما

ما بخش بزرگی از زبان هیجان را از داستان‌ها یاد می‌گیریم، از شخصیت‌هایی که می‌خندند، می‌ترسند، دلداری می‌دهند یا از کوره درمی‌روند. در این بخش، شخصیت‌هایی از ادبیات، سینما، سریال و انیمیشن آمده‌اند که هوش هیجانی‌شان در داستان، به نتیجه آزمون شما شبیه است. هر شخصیت با همان چهار مؤلفه این آزمون و بر پایه رفتارش در داستان ارزیابی شده است.

این بخش بیشتر برای سرگرمی است

شباهت شما با این شخصیت‌ها برداشتی تفریحی از داستان‌هاست، نه یک سنجش علمی. از آن لذت ببرید، اما نتیجه آزمون خودتان را بر پایه بخش‌های دیگر گزارش بسنجید.

ادبیات جهان

شخصیت‌هایی از رمان‌ها، نمایشنامه‌ها و داستان‌های ماندگار جهان که خوانندگان در زبان‌ها و نسل‌های مختلف با آن‌ها زندگی کرده‌اند. ادبیات اجازه می‌دهد هیجان‌های یک شخصیت را از درون ذهن خودش ببینیم؛ چیزی که در زندگی واقعی کمتر ممکن است. هوش هیجانی این شخصیت‌ها را از رفتارشان در متن اصلی اثر سنجیده‌ایم.

سارا کرو
سارا کرو
Sara Crewe
شاهزاده‌خانم کوچک · ۱۹۰۵
کتاب
این شخصیت کیست؟

سارا کرو دختری خیال‌پرداز است که پدرش او را برای تحصیل به مدرسه‌ای شبانه‌روزی در لندن می‌فرستد. زندگی در مدرسه، دوستی‌های تازه و سختی‌های پیش‌بینی‌نشده، توان او را برای حفظ امید و توجه به دیگران محک می‌زند.

چرا شبیه شماست؟

پایداری همراه با مهربانی، قوت برجسته سارا است. او در روزهای سخت زندگی در زیرشیروانی، با قصه‌گویی لحظه‌هایی دلگرم‌کننده برای خود و دوستانش می‌سازد. برای شما نیز احتمالاً پیش آمده است که در روزی دشوار، با تعریف خاطره‌ای خوش در جمع دوستان، هم خودتان دلگرم شوید و هم لبخند را به جمع برگردانید.

نیمرخ هیجانی شما و سارا کرو
ادراک هیجان
شمامتوسط
سارا کروزیاد

وقتی بکی روی صندلی اتاقش خوابش می‌برد و هراسان بیدار می‌شود، سارا ترس او از تنبیه را می‌فهمد و به او اطمینان می‌دهد.

بهره‌گیری از هیجان
شمازیاد
سارا کروزیاد

هنگام آماده کردن مهمانی در زیرشیروانی، سارا از شوق خیال‌پردازی برای آراستن اتاق کمک می‌گیرد و ضیافتی در یک قصر را تصور می‌کند.

مدیریت هیجان‌های خود
شمازیاد
سارا کروزیاد

وقتی با سکه‌ای پیداشده نان می‌خرد، با وجود گرسنگی شدید، بیشتر نان‌ها را به دختر گرسنه کنار نانوایی می‌دهد و به سهم کوچکش بسنده می‌کند.

مدیریت هیجان‌های دیگران
شمازیاد
سارا کروزیاد

وقتی لاتی به خاطر نداشتن مادر گریه می‌کند، سارا از مادر ازدست‌رفته خودش می‌گوید و با گفت‌وگو درباره تجربه مشترکشان او را آرام می‌کند.

نیمرخ سارا کرو نتیجه آزمون نیست؛ برآوردی از رفتار او در داستان است که متخصص با تحلیل محتوای اثر به دست آورده است.
منبع
شاهزاده‌خانم کوچک
A Little Princess
نویسندهفرانسیس هاجسون برنت
سال۱۹۰۵
جای این شخصیت در اثرسراسر رمان
فیلم و سریال جهانی

شخصیت‌هایی از سینما و تلویزیون جهان که بیرون از کشور خودشان هم دیده و دوست داشته شده‌اند. در فیلم، هیجان در چهره، لحن و حتی سکوت شخصیت دیده می‌شود و همین، این آثار را برای شناختن هوش هیجانی مناسب می‌کند. ارزیابی هر شخصیت بر پایه صحنه‌های مشخص اثر انجام شده است.

لونا لاوگود
لونا لاوگود
Luna Lovegood
هری پاتر و محفل ققنوس · ۲۰۰۷
فیلم
این شخصیت کیست؟

لونا دانش‌آموز مدرسه جادوگری هاگوارتز است که با آرامش و نگاه متفاوتش به جهان شناخته می‌شود. در روزهایی که بسیاری حرف هری پاتر را باور نمی‌کنند، او به هری اعتماد می‌کند و به جمع دوستانش می‌پیوندد.

چرا شبیه شماست؟

همدلی آرام و بی‌تکلف، قوت برجسته لونا است. وقتی هری احساس تنهایی می‌کند، او با گفت‌وگویی آرام اهمیت همراهی دوستان را به یادش می‌آورد. شما هم احتمالاً هنگام گفت‌وگو با دوستی دلگیر، به لحظه‌هایی اشاره می‌کنید که دیگران کنارش بوده‌اند تا ناراحتی امروز، حمایت‌های پیشین را از یادش نبرد.

نیمرخ هیجانی شما و لونا لاوگود
ادراک هیجان
شمامتوسط
لونا لاوگودزیاد

وقتی هری از دیدن موجودات بال‌داری که دیگران نمی‌بینند سردرگم می‌شود، لونا متوجه نگرانی او می‌شود و می‌گوید خودش هم آن‌ها را می‌بیند.

بهره‌گیری از هیجان
شمازیاد
لونا لاوگودمتوسط

در گفت‌وگو کنار موجودات بال‌دار، از احساس تنهایی هری برای تحلیل وضعیتش کمک می‌گیرد و توضیح می‌دهد که دوری او از دوستان به سود ولدمورت است.

مدیریت هیجان‌های خود
شمازیاد
لونا لاوگودزیاد

پس از پنهان شدن وسایلش، با آرامش برای پیدا کردن آن‌ها تلاش می‌کند و همچنان به بازگشتشان امیدوار می‌ماند.

مدیریت هیجان‌های دیگران
شمازیاد
لونا لاوگودزیاد

در گفت‌وگو با هری پس از مرگ سیریوس، از بازگشت غیرمنتظره چیزهای ازدست‌رفته می‌گوید و با لحنی آرام به او دلگرمی می‌دهد.

نیمرخ لونا لاوگود نتیجه آزمون نیست؛ برآوردی از رفتار او در داستان است که متخصص با تحلیل محتوای اثر به دست آورده است.
منبع
هری پاتر و محفل ققنوس
Harry Potter and the Order of the Phoenix
کارگرداندیوید ییتس
بر اساسرمان «هری پاتر و محفل ققنوس» نوشته جی. کی. رولینگ
سال۲۰۰۷
جای این شخصیت در اثرگفت‌وگوهای لونا و هری کنار موجودات بال‌دار و هنگام جست‌وجوی وسایل لونا
انیمیشن، انیمه و بازی

شخصیت‌هایی از انیمیشن‌های سینمایی و سریالی، انیمه‌ها و بازی‌های ویدئویی. این شخصیت‌ها با نقاشی و تصویرسازی جان گرفته‌اند، اما هیجان‌هایشان به اندازه هر شخصیت دیگری واقعی است و بسیاری از آن‌ها آگاهانه برای نشان دادن دنیای هیجان ساخته شده‌اند. هوش هیجانی‌شان را از رفتارشان در داستان سنجیده‌ایم.

هیکاپ
هیکاپ
Hiccup
چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم · ۲۰۱۰
انیمیشن
این شخصیت کیست؟

هیکاپ پسر نوجوان رئیس روستایی وایکینگی است که مردمش با اژدهایان می‌جنگند. او با اژدهایی آسیب‌دیده به نام بی‌دندان آشنا می‌شود و این آشنایی، نگاهش به موجوداتی را تغییر می‌دهد که دشمن مردمش به شمار می‌روند.

چرا شبیه شماست؟

همدلی همراه با ابتکار، قوت برجسته هیکاپ است. او هنگام نزدیک شدن به بی‌دندان، با دیدن احتیاط اژدها مکث می‌کند تا بی‌دندان خودش برای تماس جلو بیاید. شما هم احتمالاً وقتی کسی در گفت‌وگو با شما راحت نیست، عجله نمی‌کنید و به او فرصت می‌دهید با آمادگی بیشتری صحبت کند.

نیمرخ هیجانی شما و هیکاپ
ادراک هیجان
شمامتوسط
هیکاپزیاد

هنگام نزدیک شدن به بی‌دندان، هیکاپ با دیدن واکنش محتاطانه او مکث می‌کند و دستش را نگه می‌دارد تا خود اژدها برای تماس جلو بیاید.

بهره‌گیری از هیجان
شمازیاد
هیکاپزیاد

وقتی می‌بیند بی‌دندان با دم آسیب‌دیده نمی‌تواند پرواز کند، دلسوزی‌اش برای او را به انگیزه‌ای برای طراحی و ساختن باله مصنوعی تبدیل می‌کند.

مدیریت هیجان‌های خود
شمازیاد
هیکاپمتوسط

پس از طرد شدن از سوی پدرش، دلسرد می‌شود، اما با کمک گفت‌وگو با آسترید، برای نجات بی‌دندان دوباره دست به کار می‌شود.

مدیریت هیجان‌های دیگران
شمازیاد
هیکاپزیاد

وقتی آسترید از حرکات تند بی‌دندان هنگام پرواز وحشت می‌کند، هیکاپ از اژدها می‌خواهد آرام‌تر پرواز کند و به آرام شدن آسترید کمک می‌کند.

نیمرخ هیکاپ نتیجه آزمون نیست؛ برآوردی از رفتار او در داستان است که متخصص با تحلیل محتوای اثر به دست آورده است.
منبع
چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم
How to Train Your Dragon
کارگردانانکریس سندرز و دین دبلوا
بر اساسکتاب «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» نوشته کرسیدا کاول
سال۲۰۱۰
جای این شخصیت در اثرصحنه‌های آشنایی با بی‌دندان، پرواز همراه آسترید و گفت‌وگوی هیکاپ با آسترید پس از طرد شدن از سوی پدر
کاتارا
کاتارا
Katara
آواتار، آخرین بادافزار · ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸
انیمیشن
این شخصیت کیست؟

کاتارا دختری از قبیله آب جنوبی است که توانایی هدایت آب را دارد. او همراه برادرش سوکا و آنگ سفر می‌کند و در مسیر، مهارت‌هایش را برای مبارزه و کمک به دیگران به کار می‌گیرد.

چرا شبیه شماست؟

همدلی همراه با عمل، قوت برجسته کاتارا است. وقتی آنگ در صحرا از خشم و اندوه آشفته می‌شود، او کنارش می‌ماند و به آرام شدنش کمک می‌کند. هنگام دلخوری یک دوست، احتمالاً شما هم می‌کوشید ناراحتی پشت حرف‌های تند او را بفهمید و با شنیدن حرف‌هایش، به آرام‌تر شدن گفت‌وگو کمک کنید.

نیمرخ هیجانی شما و کاتارا
ادراک هیجان
شمامتوسط
کاتارازیاد

در غارهای زیر باسی‌نگ‌سه، وقتی زوکو از فقدان مادرش می‌گوید، کاتارا اندوه مشترکشان را می‌شناسد و با لحنی همدلانه با او صحبت می‌کند.

بهره‌گیری از هیجان
شمازیاد
کاتارازیاد

دلسوزی برای مردم روستای آلوده، کاتارا را به فکر کمک پنهانی می‌اندازد و او در هیئت «بانوی نقاشی‌شده» به درمان بیماران می‌پردازد.

مدیریت هیجان‌های خود
شمازیاد
کاتارامتوسط

در رویارویی با قاتل مادرش، خشم شدیدی نشان می‌دهد و به او حمله می‌کند، اما پیش از وارد کردن ضربه مرگبار، خود را متوقف می‌کند.

مدیریت هیجان‌های دیگران
شمازیاد
کاتارازیاد

وقتی آنگ پس از ربوده شدن آپا در صحرا کنترل خشمش را از دست می‌دهد، کاتارا کنارش می‌ماند و با در آغوش گرفتنش او را آرام می‌کند.

نیمرخ کاتارا نتیجه آزمون نیست؛ برآوردی از رفتار او در داستان است که متخصص با تحلیل محتوای اثر به دست آورده است.
منبع
آواتار، آخرین بادافزار
Avatar: The Last Airbender
سازندگانمایکل دانته دی‌مارتینو و برایان کونیتزکو
سال۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸
جای این شخصیت در اثرفصل‌های دوم و سوم
تذکر مهم
این شخصیت‌ها همه داستانی‌اند. شباهت شما با آن‌ها فقط در هوش هیجانی است و ویژگی‌های دیگر، سرنوشت یا انتخاب‌های این شخصیت‌ها را به شما نسبت نمی‌دهد.

مسیر رشد

در این بخش، مسیر رشدی متناسب با سطح شما بر پایه مدل RULER پیشنهاد می‌شود: پنج گام، از شناختن هیجان تا تنظیم آن، و برای هر گام یک تمرین مشخص.

مرحله رشد شما

بسته به سطح هوش هیجانی، مسیر رشد در یکی از چهار مرحله زیر قرار می‌گیرد. اندازه گام‌ها و نوع پشتیبانی در هر مرحله متفاوت است.

چهار مرحله مسیر رشد
۱
پایه‌سازی
شما اینجا هستید
خودیاری و کمک تخصصی
۲
تقویت هدفمند
شما اینجا هستید
خودیاری ساختاریافته
۳
تعمیق
شما اینجا هستید
خودیاری
۴
انعطاف و محک
شما اینجا هستید
خودیاری و بازخورد دیگران

در سطح هوش هیجانی زیاد، مسیر شما از دقیق‌تر کردن مهارت‌هایی شروع می‌شود که در زندگی روزمره به کار می‌برید. تمرکز این مرحله بر روشن‌تر شناختن احساس‌ها در زمان‌هایی است که خستگی یا فشار، استفاده از این مهارت‌ها را دشوارتر می‌کند.

مسیر رشد شما: مدل RULER

مدل RULER را مارک براکت و همکارانش در مرکز هوش هیجانی دانشگاه ییل برای پرورش مهارت‌های هیجانی طراحی کرده‌اند. این مدل پنج گام دارد که از شناختن هیجان تا تنظیم آن پیش می‌رود. هر گام برای سطح شما تنظیم شده و یک تمرین مشخص همراه دارد. گامی که نشان «کلیدی» دارد، در مسیر شما بیشترین اهمیت را دارد.

R
گام ۱

شناختن

Recognizing

وقتی بیشتر وقت‌ها احساس‌ها را تشخیص می‌دهید، شناختن می‌تواند دقیق‌تر شود؛ مثلاً متوجه شوید در کدام لحظه از یک گفت‌وگو احساستان تغییر کرده است. این گام توجه شما را به تغییر لحن و رفتار خودتان، به‌ویژه هنگام خستگی یا عجله، جلب می‌کند.

تمرین این گام
مقایسه دو لحظه
هدف
تشخیص تغییر احساس در گفت‌وگو
تکرار
روزی یک بار
مدت
۲ دقیقه
مکان
پس از یک گفت‌وگوی روزمره
مراحل انجام
۱
انتخاب گفت‌وگو
یک گفت‌وگوی کوتاه امروز را انتخاب کنید که آغاز و پایانش را به‌خوبی به یاد دارید.
۲
مقایسه نشانه‌ها
سرعت حرف زدن و حالت چهره خودتان را در آغاز و پایان آن گفت‌وگو مقایسه کنید.
۳
تشخیص تغییر
بررسی کنید این تفاوت‌ها با چه تغییری در احساستان همراه بوده‌اند؛ اگر تغییری ندیدید، همان را مشخص کنید.
این تمرین چه کمکی به شما می‌کند؟

این تمرین، شناخت احساس را به نشانه‌ای مشخص در رفتار خودتان پیوند می‌دهد. وقتی در بیشتر موقعیت‌ها متوجه احساس‌ها هستید، مقایسه آغاز و پایان یک گفت‌وگو می‌تواند روشن کند رضایت یا کلافگی از چه زمانی بیشتر شده است و چه نشانه‌ای داشته است.

U
گام ۲

فهمیدن

Understanding

گاهی یک اتفاق مشابه، مثلاً عقب افتادن یک برنامه، در دو روز احساس متفاوتی ایجاد می‌کند. در این گام، شرایط همراه آن اتفاق را هم می‌بینید تا روشن‌تر بفهمید خستگی، عجله یا فشار چند کار هم‌زمان چه نقشی در واکنش شما دارند.

تمرین این گام
دو موقعیت مشابه
هدف
شناخت نقش شرایط در احساس
تکرار
هفته‌ای یک بار
مدت
۷ دقیقه
مکان
در جایی آرام
مراحل انجام
۱
انتخاب دو تجربه
یک اتفاق روزمره تکرارشونده، مثل دیر رسیدن پاسخ پیام، را در دو روز متفاوت به یاد بیاورید.
۲
مقایسه شرایط
احساس خود را در هر بار با میزان خستگی یا فشار همان روز کنار هم بگذارید.
۳
پیدا کردن تفاوت
یک تفاوت را که احتمال می‌دهید در واکنش شما نقش داشته است، مشخص کنید.
این تمرین چه کمکی به شما می‌کند؟

در این مرحله، فهمیدن علت یک احساس با دیدن تفاوت شرایط دقیق‌تر می‌شود. مقایسه دو تجربه به شما کمک می‌کند سهم خود اتفاق را از نقش وضعیت همان روز بهتر جدا کنید و برای هر بار ناراحتی، توضیح یکسانی در نظر نگیرید.

L
گام ۳

نام‌گذاری

Labeling
کلیدی برای مسیر شما

گام کلیدی مسیر شما، نام‌گذاری دقیق‌تر احساس‌هاست. گاهی دو احساس هم‌زمان حضور دارند؛ مثلاً برای شروع یک کار مشتاق هستید و بابت وقت کم نگرانی دارید. این گام کمک می‌کند هر دو احساس را ببینید و یکی را به حساب دیگری نگذارید.

تمرین این گام
احساس‌های همراه
هدف
نام‌گذاری احساس‌های هم‌زمان
تکرار
روزی یک بار
مدت
۳ دقیقه
مکان
در جایی آرام
مراحل انجام
۱
انتخاب اتفاق
یک اتفاق امروز را انتخاب کنید که برایتان مهم بوده است، حتی اگر کوچک بوده باشد.
۲
پیدا کردن احساس‌ها
احساس اصلی را نام ببرید و بررسی کنید آیا احساس دیگری هم کنارش وجود دارد.
۳
ساختن جمله
با همان یک یا دو واژه، جمله‌ای بسازید که احساس شما درباره آن اتفاق را روشن کند.
این تمرین چه کمکی به شما می‌کند؟

وقتی احساس پررنگ‌تر را می‌شناسید، دیدن احساس کم‌رنگ‌تر می‌تواند تصویر کامل‌تری از تجربه شما بسازد. جدا کردن اشتیاق از نگرانی کمک می‌کند برای ادامه کار، هم علاقه خود و هم موضوع نگران‌کننده را در نظر بگیرید؛ این دقت می‌تواند بیان احساس و انتخاب واکنش را آسان‌تر کند.

E
گام ۴

ابراز

Expressing

در بیان احساس، واژه‌ها تنها بخشی از پیام شما هستند. وقتی خسته‌اید یا عجله دارید، توجه به آهنگ و بلندی صدا کمک می‌کند احساستان را متناسب با همان گفت‌وگو بیان کنید، حتی اگر موضوع برایتان آشنا باشد.

تمرین این گام
احساس در صدا
هدف
هماهنگ کردن لحن و احساس
تکرار
هفته‌ای دو بار
مدت
۳ دقیقه
مکان
جایی که راحت صحبت می‌کنید
مراحل انجام
۱
انتخاب احساس
احساسی ساده، مثل خوشحالی از دیدار دوستی، را انتخاب کنید که بیانش برایتان راحت باشد.
۲
شنیدن جمله
با صدای معمول، جمله‌ای درباره آن احساس بگویید و به لحن و بلندی صدایتان توجه کنید.
۳
هماهنگ کردن
جمله را دوباره بگویید و لحنش را با احساستان و کسی که مخاطب شماست هماهنگ‌تر کنید.
این تمرین چه کمکی به شما می‌کند؟

در مسیر دقیق‌تر کردن بیان احساس، شنیدن صدای خودتان کمک می‌کند تفاوت میان منظورتان و لحن جمله را بررسی کنید. با این مرور کوتاه، می‌توانید برای گفت‌وگوهای روزمره لحنی پیدا کنید که شادی، دلخوری یا نگرانی شما را روشن‌تر منتقل کند.

R
گام ۵

تنظیم

Regulating

وقتی راه‌هایی برای آرام شدن دارید، گام بعدی سنجیدن تناسب آن‌ها با موقعیت است. گاهی یک اقدام کوچک فشار را کم می‌کند و گاهی چند دقیقه استراحت کمک‌کننده‌تر است. این گام برای انتخاب راه مناسب و دیدن نتیجه آن در همان موقعیت است.

تمرین این گام
انتخاب و بررسی
هدف
سنجیدن اثر راه انتخابی
تکرار
هفته‌ای دو بار
مدت
۵ دقیقه
مکان
در موقعیتی روزمره و کم‌تنش
مراحل انجام
۱
بررسی موقعیت
یک ناراحتی خفیف روزمره را انتخاب کنید و مشخص کنید کدام بخش موقعیت قابل تغییر است.
۲
امتحان کردن راه
اگر کاری از دستتان برمی‌آید، قدم کوچکی بردارید؛ وگرنه، دو دقیقه قدم بزنید یا آرام بنشینید.
۳
بررسی نتیجه
پس از آن، بررسی کنید شدت ناراحتی و آمادگی شما برای ادامه کار چقدر تغییر کرده است.
این تمرین چه کمکی به شما می‌کند؟

این تمرین کمک می‌کند علاوه بر استفاده از راه‌های آشنا، تناسب آن‌ها با موقعیت را هم بسنجید. بررسی نتیجه نشان می‌دهد کدام انتخاب در آن شرایط به شما کمک کرده است؛ بنابراین برای فشارهای ادامه‌دار، اطلاعات مشخص‌تری درباره راه‌های مؤثر خودتان به دست می‌آورید.

جمع‌بندی مسیر شما

در سطح هوش هیجانی زیاد، مسیر رشد شما بر دقیق‌تر کردن توانایی‌های موجود تکیه دارد. نقطه شروع، توجه به تفاوت‌های کوچک در تجربه‌های روزمره است؛ مثلاً اینکه لحن شما در طول گفت‌وگو چطور تغییر می‌کند یا چرا یک اتفاق در روزی شلوغ احساس متفاوتی ایجاد می‌کند. این توجه می‌تواند شناخت هیجان‌ها را در شرایط خستگی و فشار هم روشن‌تر کند.

گام کلیدی شما نام‌گذاری است؛ به‌ویژه وقتی اشتیاق و نگرانی، یا رضایت و دلخوری، کنار هم تجربه می‌شوند. دیدن هر احساس به‌صورت جداگانه، زمینه بیان روشن‌تر آن را فراهم می‌کند. مقایسه تجربه‌ها، هماهنگ کردن لحن با احساس و بررسی نتیجه راه‌های آرام شدن، ادامه همین مسیر هستند. این تمرین‌ها کمک می‌کنند مهارت‌های آشنای شما در موقعیت‌های روزمره دقیق‌تر به کار بیایند.

تذکر مهم
پیشنهادها و تمرین‌های این بخش بر پایه نتیجه آزمون و مدل RULER تنظیم شده‌اند و جای آموزش یا مشاوره تخصصی را نمی‌گیرند. مهارت‌های هیجانی با تمرین بهتر می‌شوند و هر قدم کوچک ارزش دارد.
پشتیبانی در تلگرام